روســتای دارمنــــد
نــگیــن قـــمــصر
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ توسط جوان |

ضمن عرض خوش آمد گویی و خیر مقدم خدمت تمام کاربران عزیز لطفا با نظرات سازنده 

خودتون ما رو در ارائه هر چه بهتر مطالب یاری کنید ضمنا این وبلاگ آماده تبادل لینک با تمام 

سایت ها و وبلاگ های مذهبی می باشد با تشکر 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ توسط جوان |

 

براي ديدن سايتها و وبلاگهاي هر روستا روي نام آن روستا كليك نمائيد

شهرستان  كاشان

آرنجن     
آذران نشلج
 دارمند 
مسلم آباد
 باریکرسف  علوی
 سن سن پنداس
جوینان ورکان
كمال الملك(كلّه) ون
مرق وادقان

قهرود 

سهروفیروزان

جهق

کـــــامو
جـــوشقان
  

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۰ توسط جوان |

هموطنان عزیز خواهشمندیم با نظرات وپیش نهادات خود ما رادرارئه مطالب یاری کنید در

صورت رضایت شما مطالب بانام شما درمعرض دید قرار خواهد گرفت درصورتیکه می خواهید مطالب با نامتان درسایت باشد درانتهای مطلب عدد ۱۱۰  رابنویسید

بیننده محترم سلام

درسمت چپ صفحه با علامت گذاری نظر خودرا بیان فرمائیدمتشکریم

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ توسط جوان |
برای مشاهده وضعیت هوای روستای دارمند  اینجا را کیلیک کنید
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۴ توسط جوان |

طالع بینی خورشیدی

زنان متولد بهمن ماه

طالع بینی خورشیدی زنان متولد بهمن ماه
بسیار غافلگیر کننده، سریع الانتقال، دارای حس پیش بینی، کنجکاو،‌ غیر قابل پیش بینی، رفیق باز و کم علاقه به آداب و اصول سنتی زنا شویی از خصوصیات بارز زن متولد ماه بهمن است. 

زن متولد بهمن بلد نیست که عشق خود را به شوهرش و فرزندانش حالی کند. 

اگر این احتمال وجود دارد که عاشق یک زن متولد بهمن شوید، به خاطر بسپارید که او در امر عشق نیز مثل هر چیز دیگری مجموعه ای از تناقضات است و برای اینکه قلب شما شکسته نشود، او را فرزند« قوس و قزح» یعنی رنگارنگ بدانید و در روابط عاشقانه با او منتظر تداوم و ثبات نباشید. 

سیاره حاکم بر رفتار او اورانوس و عنصر حاکم بر طبیعت او باد است. به این دلیل با وجود آنکه در عشق خود بسیار جدی و وفادار است، ولی گهگاه بی ثباتی هایی نظیر« نسیم و باد» در وی مشاهده می شود. شما می توانید با یک زن متولد برج دلو رابطه ای بسیار شاد و حسنه داشته باشید، به شرط آنکه او را در تعقیب هوس های هزارگانه خود آزاد بگذارید و بگذارید به دلخواه خویش با دوستان خود رابطه داشته باشد. هرگز به این فکر نکنید که او را به جایی ویا چیزی پای بند کنید. این زن ممکن است ناگهان تصمیم بگیرد به کوه نوردی بپردازد و یا جزو سپاه صلح بشود. او به دنبال ستاره ای می رود که ما هرگز آن را ندیده ایم. 

او متعلق به همه کس و همه جاست و در عین حال از آن هیچ کس نمی باشد. عشق او ممکن است بسیار تند و آتشین باشد، در حالی که خواسته هایش کیفیتی مبهم دارند. یکی از ستاره شناسان معروف این حالت زن متولد بهمن را به ترانه ای تشبیه کرده است که خواننده ناگهان متوجه می شود که نصف آن را از یاد برده است. شما می توانید کماکان پشت پیانو بنشینید و به نواختن آهنگ ادامه بدهید اما صدای او رفته رفته آهسته می شود و بالاخره سکوت می کند. اصرار یک دختر متولد بهمن به آزادی بسیار جدی است اما وفداری او به کسی که عشق را در یک چنین قالبی قبول داشته باشد نیز بی نهایت است. 

این دختر اگر والدینی متولد اردیبهشت، مرداد و یا دی ماه نداشته باشد، به میزان ثروت شما و اینکه در بانک چقدر پول دارید، علاقه ای نشان نخواهد داد. برای او پول در مرحله سوم اهمیت قرار دارد. او اهمیت نمی دهد که شما ثروتمندترین مردشهر باشید یا نه، اما در عین حال مایل است که از نظر مقاومات و حرفه و کار معروف باشید. 

وقتی شما تور خود را بکار می برید تا این پروانه ناآرام را بگیرید، به این نکته مهم توجه داشته باشید که او هرگز حاضر نخواهد شد زندگی غیر قابل پیش بینی خود را با مردی که نسبت به او صادق نیست، بگذراند. مبانی اخلاقی یک زن متولد بهمن ممکن است غریب ترین پدیده ای باشد که در زندگی خود با آن مواجه شده اید و به کلی با آنچه که به طور طبیعی از طرف جامعه مورد قبول قرار گرفته است، فرق داشته باشد، اما او بدون اینکه گسیختگی با جامعه پیدا کند، با این مبانی پای بند می ماند. او در عین حال به این حقیقت نیز واقف است که شما هم ممکن است مبانی خاصی برای خود داشته باشید. اگر در زندگی به دنبال یک زن آرام می گردید، دور متولد بهمن ماه را قلم بگیرید، او اگر هر چیز باشد، آرام نیست. برای او عشق جسمانی اهمیت بیشتری از عشق روانی دارد، به عبارت دیگر او در هر لحظه می تواند یک عشق افلاطونی را قطع کند. در ضمیر ناخود آگاه این زن همیشه این احساس قدرت وجود دارد که تعلق خاطر پیدا کردن به یک نفر این خطر بزرگ را به همراه خواهد داشت که نتواند به عشق واقعی خود یعنی آزادی مطلق وفادار بماند. 

اگر شما از نظر علمی، آموزشی، سیاسی، هنری و یا هر رشته دیگر ی مشهور و سرشناس باشید، دختر متولد بهمن برایتان ایده آل است و مطمئنا بهتر از او پیدا نخواهید کرد مگر آنکه آنقدر بدشانس باشید که یکی از نوادر متولدین این ماه، یعنی یکی از آن دخترانی که رفتارشان به شدت موجب تعجب مردم می گردد،‌سر راهتان قرار بگیرد. استثناء در همه چیزی وجود دارد. رفتار دختر متولد بهمن همیشه اندکی متعجب کننده است، اما برخی واقعا به راه اغراق می روند. کما اینکه اغلب بسیار مجلس آرا هستند در حالی که گاهی این مجلس آرایی جنبه شلوغ بازی هم پیدا می کند. این دختر با هر نوع مجلسی جور در می آید، خواه یک مجلس رسمی باشد، خواه یک مجلس خودمانی و معمولی. 

فقدان حس سو ء ظن در این زن از مزایای چشم گیر اوست اما توجه داشته باشید که هرگز از حسن نیت او سو ء استفاده نکنید، چون اگر مچ شما را در حین خیانت بگیرد، قلبش به شدت می شکند. او بی جهت به شما بدگمان نمی شود و در حالت عادی هرچه بگویید قبول می کند ولی تحمل خیانت را ندارد. زن متولد بهمن هرگز پس از خروج شما از منزل کنجکاوی نمی کند که شما کجا رفته اید و به اداره تلفن نمی زند که ببیند که آنجا هستید یا نه و یا جیب شما را وارسی نمی کند. خلاصه با خدعه و نیرنگ آشنا نیست،‌ با وجود این به شما توصیه می شود قبل از آنکه به فکر سوء استفاده از این حالت مظنون نبودن بیفتید، به این نکته توجه داشته باشید که فقدان حس حسادت در او به علت برخوردار بودن از یک شخصیت قوی نیست،‌ بلکه چیزی بالاتر از آن است که شما فکرش را کرده اید. 

در وهله اول می توان یقین داشت که او قبل از آنکه دومین نگاه را به شما انداخته باشد، ‌شما را با یکی از قوی ترین میکروسکوپ های دنیا مطالعه کرده است، در ثانی در دنیای او همیشه به قدری موضوع و مسئله برای یک زن متولد بهمن این ضرب المثل که می گوید« از دل برود هر آنکه از دیده رود » صد در صد صادق است. وقتی از جلوی چشم او دور شدید، تا حدود 99 درصد از فکر و خیال او هم دور شده اید و به این دلیل هم هست که هرگز دل او برای کسی تنگ نمی شود. به هر صورت اگر این زن از شما بی وفایی دید، خیلی ساده ناگهان یک عقب گرد می کند و در خلاف جهت سابق به حرکت در می آید. در این حالت بهتر است وقتی خود را برای برگرداندن او تلف نکنید. 

پس از آنکه روابط عاطفی او و شما قطع شد، در عرض مدتی کمتر از یک دقیقه تمام مهر و محبت شما را از فکر و قلب خود بیرون می ریزد و می توانید یقین داشته باشید که حتی یکی از خاطرات آن ایام را هم در فکر خود زنده نگاه نمی دارد. بر این قاعده کلی یک استثنای مهم وجود دارد. زن متولد بهمن، مثل مردی که در این ماه به دنیا آمده است، اولین عشق واقعی خود را هرگز فراموش نمی کند. 

زن متولد بهمن به زندگی زناشوئی پای بندی زیادی نشان نمی دهد و فقط در شرایط خیلی استثنایی ممکن است با قید و بند زندگی زناشویی خود را وقف دهد. به همین جهت تعداد زنان طلاق گرفته متولد بهمن به نسبت خیلی بیش از زنان متولد برج های دیگر است. پرهیجان ترین احساست در این زن ممکن است فقط در عرض یکی دو ساعت فروکش کند و هیچ اثری از آن باقی نماند. طبیعی است که او از جدایی و طلاق خوشش نمی آید، اما وقوع این حادثه را فاجعه تلقی نمی کند. 

این زن طبیعت تک رو دارد او حتی شوهرش را هم به صورت یکی از دوستان خیلی نزدیک خود به حساب می آورد، پس هیچ دلیلی وجود ندارد که قطع یک رشته دوستی را پایان زندگی بپندارد، علی الخصوص که او دوستان خود را هر چند گاه یک بار عوض می کند. مطمئن باشید که تا به تمام اسرار درونی قلب شما واقف نشده باشد و با تمام رؤیاها و تخیلات شما آشنا نشده باشد، قدم به قلب شما نمی گذارد. در حالی که مشابه این حق را برای شما محفوظ نگاه نمی دارد. به اسرار دل او جز خودش هیچ کس نباید پی ببرد و اگر دید که این احتمال برای کسی به وجود آمده است، با یک مانور ماهرانه او را به کلی از مرحله پرت می سازد. زن متولد بهمن به راحتی از خطای شما چشم پوشی می کند اما دروغ چیز دیگری است. او دروغ و خدعه و نیرنگ را به هیچ وجه دوست ندارد. 

بهتر است از دختری که در برج دلو متولد شده است، چیزی قرض نخواهید.اگر خاطر شما خیلی نزد او عزیز باشد، ممکن است یکی دوبار درخواست شما را اجابت کند، اما دفعه سوم با چنان خونسردی جواب رد می دهد که هرگز آن را فراموش نخواهید کرد. این شخص اصولا از قرض چه به صورت دریافت و چه به صورت پرداخت خوشش نمی آید و اگر مجبودر بشود که از کسی وام بگیرد، به هر طریقه که شده در رأس موعد مقرر آن را باز می گرداند. قرض گرفتی از او به طور حتم بزرگترین لطمه را به روابط فیمابین شما خواهد زد. 

بیشتر زن هایی که در برج دلو متولد شده اند، دارای ظاهری زیبا و فریبنده هستند اما آنچه عیب است احساسی است که از دیدن این زن به شما دست می دهد، یک لحظه تو دل برو به نظر می رسد و لحظه ای بعد سرد و بی تفاوت و بی روح، اما به طور کلی پس از متولدین برج میزان ( مهر ) تعداد خوشگل های این ماه از همه بیشتر است و حداقل این است که خیلی بانمک هستند. لباس پوشیدن زن متولد بهمن ممکن است موجب وارد آمدن آن چنان شوکی به شما بشود که تا ساعت ها نتوانید از جای خود حرکت کنید. او نیز مثل هر زن دیگری جلوی بوتیک های لباس فروشی توقف زیاد دارد، اما کمتر ممکن است فکر کند که آنچه که می پوشد شیک است یا نه و یا قطعات مختلف لباسش به هم می آید یا خیر. او ممکن است لباسی به تن کند که موجب حسرت خوردن هر زن ساده دیگری بشود و اخلاق تک روی او ممکن است در یک میهمانی یک نفر بگوید که همان سال آینده لباس ها به فلان صورت در خواهد آمد و او همان روز عصر از خیاط خود بخواهد که یک چنان لباسی برایش بدوزد و یا آنکه بر عکس ممکن است سال های سال به شیوه مادر بزرگ و یا حتی جد خود، لباس معمولی بپوشد. 

شیوه آرایش موی او نیز خاص خودش است. تغییر رنگ و آرایش موی او ، درست مثل تغییرات شخصیتش غیر قابل پیش بینی است. یک روز موی خود را مثل پسرها کوتاه می کند و فردا کلاه کیس می گذارد که موی آن تا حد کمر بلند است، امروز او را با موی نقره ای می بینید و فردا با موی مشکی، به طور خلاصه موی این زن مشابه موی هیچ زن دیگری در دنیا نیست و رنگ و آرایش آن آرام و قرار ندارد. 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۴ توسط جوان |

طالع بینی خورشیدی

مردان متولد بهمن ماه

طالع بینی خورشیدی مردان متولد بهمن ماه
مرد متولد بهمن دارای دوستان زیادی است، از اقرار به نقطه ضعف های خود منزجر است، حسود و سوءظنی نیست، هارت و پورت و هیاهو دارد،‌ در ازدواج کند است، در بیماری وسواسی است. 

مرد متولد بهمن نباید انتظار داشته باشید که در امور عشقی رفتاری مشابه مردان دیگر داشته باشد، یک چنین انتظاری از یک چنین مردی بدون شک موجب ناامیدی شدید شما خواهد شد. وقتی پای دوستی در میان است، شما می توانید به طور نامحدود روی او حساب کنید، اما عشق برای او چیز دیگری است. 

رفتار یک پسر جوان متولد بهمن با شما در هیچ صورتی مشابه رفتار پسران دیگر نیست، این رفتار ظاهرا چنان است که یقین دارید کوچکترین علاقه ای به شما ندارد و آن وقت یک روز ناگهان می بینید که از شما خواستگاری می کند، دلیل آن هم خیلی ساده است، آن ها حتی با بدترین دشمنان خویش حرف خود را با جمله: « ببین دوست من » شروع می کند، برای ایشان هر رابطه ای دارای یک قاب بزرگ دوستی است،‌اما هیچ بعید نیست که در میان این قاب های بزرگ یکی دارای یک قاب مضاعف به اسم عشق باشد. 

یکی از دلایل دیر ابراز کردن عشق در متولد بهمن این است که علیرغم علاقه شدیدی که به آگاه شدن به اسرار دیگران دارد، از برملا کردن راز دل خویش خود داری می کند. دائما سعی می کند آنچه را که در درونش می گذارد، مخفی نگاه دارد. به نظر عده ای از روانشناسان مرد متولد بهمن از سر در گم کردن دیگران لذت می برد. 

مرد متولد بهمن ذاتا اجتماعی است و به این دلیل اگر ورزشکار باشد، عضو بی نظیری در بازی های تیمی خواهد بود، او مقررات حاکم بر رفتار و وظایف گروه ها را به خوبی درک می کند، برای هر یک از اطرافیان خویش ارزش قائل است، در حالی که فقط برای تعداد محدودی از کسانی که با ایشان برخورد می کند، ارزش خیلی خاص قائل است. اغلب مردان متولد این ماه خودخواه و مغرور هستند، اما دقت کنید که این نقص را به رخ شان نکشید زیرا به هیچ صورتی نمی توانند انتقاد را تحمل کنند و این ضعف چنان در ایشان شدید است که اگر فرشته ای را که خود در نظر دیگران ساخته اند، بشکنیم، به کلی اعتماد به نفس خود را از دست میدهد. 

مرد متولد بهمن به عبارت دیگر به صورتی غیر عادی افکاری در سر می پروراند که اصلا عملی نیستند، و به این دلیل در طول زندگی راه و روش خویش را مرتبا تغییر می دهد. یکی دیگر از اختصاصات او این است که خیلی پرکار به نظر می رسد، درحالی که اگر دقت کنیم، متوجه می شویم که قسمت اعظم آن فقط هیاهو است نه کار مثبت. یکی از محسنات او این است که میتواند منافع خود را به خاطر منافع دیگران نادیده بگیرد، ‌پس به عنوان شریک زندگی می توانید امیدوار باشید که به خواسته های شما مطرح خواهد بود، در این جهان پهناور میلیون ها نفر زندگی می کنند که هر کدام خواسته هایی دارند و خواسته هر کس هم برای خودش اهمیت خاص دارد. برای مرد متولد بهمن هرگز این امکان وجود ندارد که به خاطر یک نفر از دنیا برود، او جزیی از جمع است و این وضع را تا آخر عمر هم حفظ خواهد کرد. 

تجزنه و تحلیل همه مسائل و مواردی که با آنها مواجه می شود، کار ابدی این مرد است، به این دلیل یکی از وظایف دائمی شما این باید باشد که دقیقا مراقب رفتار و گفتار خود باشید زیرا در سر شوهرتان روزی هزار بار جمله منظورش از این کار ( یا این حرف ) چه بود؟ تکرار می گردد و هر دفعه هم با موشکافی فراوان به جست و جوی جواب آن می پردازد. یافتن جواب برای مسائل مختلف او را به شدت تحریک می کند. اگر دیدید شبی بی خوابی به سرش زده است و مرتب این شانه می شود، علت را عدم موفقیت در حل جدول کلمات متقاطع روزنامه عصر بدانید. دختری که بخواهد او را به دام ازدواج بیندازد، باید حتما دوز و کلکی جور کند. یک کتاب باز هرگز مورد مطالعه او قرار نمی گیرد، کنجکاوی او همیشه به صفحاتی است که لبه آنها به هم چسبیده است. اگر شما در روزهای قبل از ازدواج به او بی محلی کنید و یا سرتان فقط به کار خودتان مشغول باشد، از او واکنشی خواهید دید که به راستی تعجب آور خواهد بود. اگر یک هفته از تماشای فیلمی اظهار رضایت بکنید و هفته بعد بگویید که حوصله رفتن به سینما را ندارید، فورا این سئوال در سر او پیدا می شود که چرا تا این حد دمدمی مزاج هستید،‌کمااینکه او به طور مرتب از خود می پرسد چرا فلان عطر را زده اید، چرا لباستان اینقدر کوتاه است، چرا اینطور توالت کرده اید و ... تا جواب یک یک این سئوالات را پیدا نکند، کوچکترین قدمی پیش نمی گذارد. طبیعی است که این دست به دست کردن ها و طفره رفتن ها و بی تفاوتی ظاهری ممکن است شما را فراری بدهد، آن وقت او با نگاهی حسرت بار از کف رفتن شما را نظاره می کند و بعد به دنبال سوژه دیگری برای بررسی می رود. او ذاتا شلوغ است و حتی در خندیدن نیز سر و صدا به راه می اندازد. ضمنا در روابط با همسر خود اهل خشونت نیست و بد رفتاری او فقط در حد سرپوش گذاشتن به روی ضعف های شخصیت خویش است. به احتمال خیلی زیاد مرد متولد بهمن در طول زندگی خود مقام و شخصیتی کسب می کند. او برای اینکه سری توی سرها داشته باشد، خود را به آب و آتش می زند و بالطبع ممکن است یک بار موفق بشود، این موفقیت می تواند از بردن جایزه نوبل تا انتخاب شدن به عنوان بلند قد ترین مرد شهر باشد. 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۴ توسط جوان |

قدرت طلب، خانواده دوست، خوددار و سرد، و در عرصه عشق کم حرف و کم تظاهر از ویژگیهای مهم مرد متولد دی ماه است. 

پدری جدی و خشک اما مهربان و دلسوز، او مقام را به ثروت ترجیح می دهد. مرد متولد دی دیواری به ظاهر غیر قابل عبور به دور خود می کشد، او در عین حال تا حدی خشن و بسیار مصمم است. اگر چه در بدو امرچنین به نظر می رسد که خواهان دوری جستن از دیگران و عزلت گزینی است، اما نه تنها در حقیقت این چنین نیست، بلکه اگر خوب دقت کنید، می بینید که بسیار هم جاه طلب و شهرت پرست است. 

یک چنین دو گانگی در امور عشقی او نیز به چشم می خورد، به این ترتیب که با وجود آنکه سخت رویایی می باشد، سیاره زحل،‌ یعنی جرم سلوی که حاکم بر کردار و رفتار او است، مانند یک ترمز قوی جلوی ابراز احساسات وی را می گیرد. این سیاره به طور مداوم از او می خواهد که موجودی آرام،‌ اهل عمل و جدی باشد. این اعمال نقوذ که در واقع مغایر با خصوصیات ذاتی اوست، گاهی اوقات منجر به سر زدن کارهایی از او می شود که موجب تعجب اطرافیانش می گردد. 

احتمالا اولین چیزی که در یک مرد متولد دی نظر شما را به خود جلب می کند، زبان نیش دار اوست، اما اندکی بعد می بینید که در این مورد نیز دوگانگی خاصی در اوست. به این ترتیب که متوجه می شوید کلمات و جملات ناخوش آیند او از روی قصد و نیت خاصی نیست و اندکی پس از آنکه یک چنین جملاتی از دهانش خارج شد، سعی می کند آن را رفع و رجوع کند. اگر بتوانید پا به خلوت درون یک مرد متولد دی بگذارید، با کمال تعجب در نهاد او موجودی می بینید سرشار از شادی و نشاط، و دستخوش رؤیاهای طلایی و آرزومند دستیابی به بی قیدی و آزادی های بی حد و حصر که همه این تمایلات و آرزوها به طور سربسته در وجود او مخفی مانده و به ندرت عرض وجود می کند. 

در هفته ها و حتی ماه های اول آشنایی خود با یک مرد متولد دی این توهم به شما دست می دهد که رسیدن به منصب عالی را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهد و اگر از وی پرسیده شود که بین شما ( عشق ) و یک مقام برجسته باید یکی را انتخاب کند بدون کوچکترین تردید مقام را انتخاب خواهد کرد، اما اگر فقط قدری حوصله به خرج بدهید،‌خواهید دید که قضاوت شما تا چه حد اشتباه آمیز بوده است و در سینه او چه قلب گرم و عاشق پیشه ای در حال تپیدن است. پس از پی بردن به حقیقت امر بهتر است به آنچه که دستگیرتان شده اکتفا کنید. به عبارت دیگر هرگز انتظار نداشته باشید که گفتار و رفتار وی نشان دهنده این انتخاب درونی باشد زیرا مرد متولد دی کمتر به عشق خود اعتراف می کند. در حقیقت سیاره زحل با قدرت خود هرگز اجازه نخواهد داد که اعترافات صادقانه بر زبان متولد دی ماه ظاهر بشود و اندیشه ها و تمایلات باطنی او آشکار گردد. 

مرد متولد دی چنین وانمود می کند که اصلا نیازی به تعریف و تمجید ندارد و حتی به هنگام شنیدن تعریف و تمجید هم به شدت مانع از ظاهر شدن رضایت خاطر و شادمانی عمیق خویش می گردد، اما حقیقت این است که او با تمام وجود خواهان آن است که مرتبا به وی بگویید که چه مرد خوب، باهوش، خوش قد و قامت، خواستنی و جالبی است. 

مرد متولد دی جاه و مقام را به ثروت ترجیح می دهد و قلبا مایل است مدیر کل و وزیر باشد تا یک بازرگان ثروتمند ولی گمنام. حتی ثروت برای او وسیله کسب قدرت و شهرت است. 

در زندگی مرد متولد دی نکته جالبی وجود دارد که منحصر به خود اوست و آن این است که در جوانی بسیار جدی است ولی به تدریج که پا به سن می گذارد،‌ نرم می شود تا جایی که در میانسالی، تبدیل به یک آدم خوش مشرب و اجتماعی می شود، به این ترتیب اگر شما همسر او هستید، با مشکل خاصی در زندگی خود مواجه هستید و از یک نظر مدار زندگی شما بر خلاف زنان دیگر در حرکت معکوس می چرخد، به این ترتیب که زنان دیگر باید در اوایل زندگی دندان روی جگر بگذارند و سر به هوایی های شوهر خود را تحمل کنند. به این امید که پس از پا به سن گذاشتن سر به راه و آرام خواهند شد، در حالی که شما درست برعکس در ابتدای زندگی خیالتان از بابت سر به هوایی و هوسبازی آقا کاملا راحت خواهد بود اما هر چه که آقا پا به سن بگذارد، خطر عاشق شدنش بیشتر است. او به طور حتم به شما پیشنهاد نخواهد کرد که ماه عسل خود را در پاریس بگذرانید، اما هیچ بعید نیست که سی سال بعد با اصرار از شما بخواهد که سفری به تاج محل هندوستان بکنید زیرا شنیده است که شب های مهتابی آن بسیار عاشقانه است. 

یک چنین حالتی لااقل از یک نظر بسیار خوب است و آن پیش نیامدن احتمال طلاق و جدایی در ده سال اول زندگی است. در سال های اول زندگی هیچ زنی به اندازه شما خیالش از جانب همسرش راحت نخواهد بود، اما البته این احتمال وجود دارد که بعدها فیل او یاد هندوستان کند که در این حالت نیز موضوع به دو دلیل بزرگ هرگز جدی نخواهد بود: اول اینکه در سنین میان سالی دیگر آن شور و هیجان جوانی در وی وجود ندارد و دوم اینکه مرد متولد دی واقعا عاشق خانه و خانواده خواهد شد، لذا الفت و هم بستگی خانوادگی مانع از بوالهوسی های مخرب و آزار دهنده وی می گردد. 

علاقه این مرد به خانواده ای که در آن متولد و بزرگ شده است، نه تنها با ورود شما به زندگی از بین نمی رود بلکه تقلیل هم پیدا نمی کند و خیلی به نفع شماست که سعی کنید نسبت به پدر و مادر و برادران او علاقه مندی از خود نشان بدهید. البته این امکان وجود دارد که شما او را ظاهرا نسبت به خانواده خود بی تفاوت ببینید، به شما توصیه می کنم که گول این حالت ظاهری را نخورید و خدای نکرده زبان به بدگویی از خواهر شوهر و مادر شوهر باز نکنید و یا نسبت به آن ها بی توجهی و بی علاقگی از خود نشان ندهید، کافی است فقط یک اتفاق ناگوار برای کنترل یکی از اعضای خانواده وی روی بدهد تا ببینید چطور کنترل ظاهری خود را از دست می دهد و عشق پوشیده و باطنی وی ناگهان آشکار می شود. 

مرد متولد دی به طور مطلق دختری را برای همسری انتخاب می کند که مادری نمونه و زنی خانه دار باشد. او در عین حال از زن خود انتظار دارد که خیلی خوش لباس و شیک و همیشه مرتب باشد. مطمئن باشید که اگر فقط یک روز سر و وضع شما مرتب نباشد یا در نهایت صراحت آن را مستقیما به رخ شما می کشد و یا با عکس العمل و به طور غیر مستقیم در رفتار و گفتارش اثری آشکار از اعتراض خود بدهید، یک کتال شعر است،‌ و هر قدر این کتاب شاعرانه تر باشد، بهتر است. 

ابراز علاقه و عشق را باید به وی یاد بدهید، در غیر این صورت برای تمام عمر از شنیدن جملات عاشقانه و کلمات زیبا از دهان او محروم خواهید ماند. او خیال می کند همین قدر که شما را همسری خویش انتخاب کرده، همین قدر که هر روز پس از اتمام کار به منزل می آید، همین که شما در انجام کارهای منزل و رسیدگی به امور بچه ها مختار گذاشته کافی است که عشق و علاقه او به شما ثابت کند و دیگر نیازی به این نیست که این مطلب را به زبان هم بیاورد. 

به عنوان پدر، او واقعا یک رئیس با جذبه است و خود را در رأس خانواده احساس می کند و این احساس تابع زمان و مکان نیست؛ به این معنی که چه در سر میز غذا در منزل و چه بر سر سفره ای که در یک گردش خانوادگی روی علف های بیابان پهن می شود،‌ او در بالای سفره می نشیند و موقعیت برتر خود را حفظ می کند. پدر متولد دی از بچه های خود می خواهد که کودکانی مطیع و باانضباط باشند، درمقابل به خواسته های ایشان مثل خرید یک دوچرخه و یا بر پا کردن یک جشن تولد بزرگ جواب مثبت می دهد حتی اگر انجام یک چنین کارهایی فشار زیادی به بودجه خانواده وارد بیاورد. پدر متولد دی مراقب رفتار و کردار کودکان خود می باشد و هیچ نکته ای را فراموش نمی کند. رفتار او با بچه هایش خشک و رسمی به نظر می رسد و شما برای عوض کردن یک چنین رویه ای اولا باید مرتبا به وی گوشزد کنید که با بچه ها خیلی خشک و رسمی نباشد و از طرف دیگر به بچه ها یاد بدهید که از ابراز علاقه به پدرشان کوتاهی نکنند، چون او تشنه احترام و محبت است و ادای احترام در حق او موجب تقویت اعتماد به نفس در وجودش می شود. مرد متولد دی هرگز از روی هوی و هوس ازدواج نمی کند و به همین دلیل کمتر اتفاق می افتد که کار او با همسرش به جدایی بکشد. بر طبق آمار موجود، مردان متولد دی خیلی کمتر از متولدین ماه های دیگر کارشان به دادگاه و طلاق می افتد، با وجود این باید توجه دقیق داشته باشید که هرگز او را در این بن بست قرار ندهید. اگر روزی به این نتیجه برسد که همسر مناسبی برای او نیستید و یا خطایی از شما مشاهده کرد که به نظر وی به هیچ وجه قابل بخشش نبود، در آن صورت هرگز شانس دوم به شما نخواهد داد و سریعا رابطه خود را با شما قطع خواهد کرد. 

نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۴ توسط جوان |
 

امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با دفاع پرس ضمن تشریح جزئیات مقابله با تهدید داعش در خرداد ماه سال جاری اظهار داشت : در اوایل سال جاری شاهد پیشروی‌های گروه تروریستی داعش در خاک کشور عراق بودیم، که تروریست‌ها به سمت شرق عراق و مرزهای کشورمان نزدیک شدند، و جالب است که بدانید همانطوری که صدام هنگام تجاوز به کشورمان نقشه جغرافیایی جدیدی را برای خود متصور شده بود و طبق آن برخی از استان‌های ایران اسلامی همچون خوزستان را ضمیمه خاک عراق کرده بود، داعش هم به تأسی از همین خیال باطل، هنگامی که در حال نزدیک شدن به مرزهای ما بود نقشه‌هایی را در فضای مجازی منتشر کرد که در آن بخش‌هایی از کشورمان را جزو تصرفات خود به حساب آورده بود.

وی با بیان اینکه داعش نیامده بود تا فقط “جلولا” را تصرف کرده و در همان جا بماند، بلکه قصد پیشروی به سمت مرزهای ما را داشت، و می‌خواست قصرشیرین، سومار و نفت‌شهر ما را تصرف کند، تصریح کرد: بعد از اینکه چنین شرایطی بوجود آمد بلافاصله به نیروی زمینی ابلاغ شد تا جهت کنترل وضعیت و مقابله با تهدید وارد منطقه شود.
امیر پوردستان ادامه داد: نیروی زمینی علاوه بر نیروهایی که جهت مراقبت از مرزها در منطقه تحت فرمان داشت به سرعت پنج تیپ رزمی دیگر را به منطقه اعزام کرد، و با هماهنگی که با دولت عراق انجام دادیم، جهت شناسایی و ارزیابی تهدید تا ۴۰ کیلومتری خاک عراق وارد شدیم.
وی همچنین با اشاره به استفاده از ظرفیت‌های بالگردی این نیرو بر فراز مواضع داعش افزود: ما ۴۰ کیلومتری خاک عراق را خط قرمز اعلام کردیم، و همانطوری که همه مشاهده کردند این قدرت نیروی زمینی بود که ترس رابه دل داعش انداخت و هنگامی که آنان قدرت و اقتدار نیروهای ما را دریافتند دیگر جرأت نکردند پا را فراتر بگذارند و به نیروهای ما نزدیک شود، لذا به اعماق خاک عراق فرار کردند.
فرمانده نیروی زمینی ارتش در ادامه گفت‌وگو با دفاع پرس درباره “جزئیات پیام تهدیدآمیز نزاجا به داعش که چندی پیش از سوی جانشین فرماندهی نزاجا عنوان، و منجر به ترس شدید تروریست‌ها و فرار آن‌ها از منطقه شده بود، گفت: توجه داشته باشید ما با گروه داعش ارتباط پیامی نداریم، لذا می‌توان گفت حضور ما در منطقه به نوعی بیانگر پیام ما است، یعنی وقتی‌که با قدرت کامل در نقاط مرزی حاضر می‌شویم در واقع پیام خود را به دشمن انتقال داده‌ایم.

امیر پوردستان در این رابطه افزود: قاعده بر این است که توپخانه‌ها در زمان بروز تهدید با یک فاصله «یک سوم» و یا «دو سوم» از مرز مستقر شوند؛ اما نیروی زمینی از این جهت که می‌خواست در آن مقطع با اقتدار کامل پاسخ تهدید را بدهد، توپخانه خود را با کالیبرهای مختلف در نقاط صفر مرزی مستقر کرده و نفرات دیده‌بان را جهت شناسایی به آن سوی مرزها فرستاده است. همچنین بالگردهای نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بالای سر داعش موضع عملیاتی گرفته‌اند؛ و باید بگویم همه این اقدامات در واقع به نوعی ارسال پیام ما برای گروه‌های تکفیری است تا بدانند ما مقتدرانه و برای انهدام آن‌ها آمده‌ایم.
وی در پایان نیروی زمینی را یکی از نیروهای با ظرفیت و داری پتانسیل بالا دانست و افزود: با وجود جوانان مومن، با انگیزه، خطرپذیر ، و ولایتمداری که در اختیار این نیرو قرار دارد می‌توان از تمامی ماموریت‌های پیشِ رو سربلند و سرافراز بیرون آمد

 
نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۴ توسط جوان |

یوزویک نوشت: شیخ ابراهیم زکزاکی، رهبر جنبش اسلامی نیجریه پس از درگیری خونبار میان سربازان ارتش نیجریه و طرفداران وی در شهر زاریا در شمال نیجریه بازداشت شد. بنا بر گزارش ها در این حادثه ۶۰ نفر کشته شده اند؛ ارتش نیجریه ادعا کرده است که این حادثه در پاسخ به تلاش اعضای این گروه برای ترور ژنرال توکور بوراتای، رئیس ستاد مشترک ارتش بوده است.

این درگیری ها و بازداشت زکزاکی جرقه اعتراضات مسلمانان شیعه نیجریه را زده است؛ شیعیان نیجریه اقلیت مهم، در کشوری با اکثریت سنی هستند. همچنین به نظر می رسد این اتفاقات سبب ایجاد تنش میان دولت نیجریه و این جنبش شده است .

 

شیخ ابراهیم زکزاکی کیست؟

 

زکزاکی که از شهر شیعه نشین زاریا برخاسته است ترویج اسلام شیعی را از حدود سال ۱۹۷۹ یعنی همان سالی که انقلاب اسلمی ایران به رهبری آیت الله خمینی به پیروزی رسید آغاز کرده است. زکزاکی باور داشت که برقراری جمهوری در چارچوب خطوط مذهبی در نیجریه قابل دسترسی است. وی چندین بار در زمان رژیم نظامی نیجریه در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و به اتهام نافرمانی مدنی بازداشت شده بود. مقامات کنونی نیجریه نیز به چشم یک متهم به وی می نگرند.

 

زکزاکی رهبر معنوی جنبش اسلامی نیجریه، برجسته ترین جنبش مسلمانان شیعه این کشور است. ۵۰ درصد از جمعیت ۱۸۰ میلیونی نیجریه مسمان هستند که اقلیت کوچکی از این تعداد به شیعیان تعلق دارد. نامدی اوباسی، تحلیلگر ارشد نیجریه گروه بین المللی بحران معتقد است که این جنبش دو هدف اساسی دارد: “اطمینان از کاربرد دقیق تر نظام حقوقی و دولتی اسلامی … و در نهایت ایجاد یک دولت اسلامی در نیجریه.”

chichestkhabar.ir300

وضعیت شیعیان نیجریه چگونه است؟

 

بتل اوهایون، موسس “گروه مشاوره افریقا” معتقد است که شیعیان نیجریه به صورت کلی در جامعه این کشور پذیرفته شده اند و از تبعیض یا آزار و اذیت مستقیم دولتی رنج نمی برند. با این حال طرفداران زکزاکی رابطه تیره و تاری با دستگاه امنیتی نیجریه دارند. اوهایون می گوید: “به نظر می رسد درگیری خاصی میان این جمعیت در زاریا و با شخص زکزاکی وجود دارد.”

 

درگیری جولای ۲۰۱۴ با راهپیمایی مذهبی شیعیان در زاریا شاهدی بر این مدعاست. بنا بر گزارش ها در راهپیمایی روز قدس ۳۴ نفر از جمله ۳ پسر زکزاکی توسط نظامیان نیجریه کشته شدند. ارتش این کشور در آن زمان ادعا کرد که این اتفاق در واقع دفاع از خود بوده است. اخیرا نیز شیعیان حامی زکزاکی هدف یک بمبگذاری انتحاری قرار گرفتند که موجب مرگ ۲۱ نفر شد. به رغم گزارش هایی که نشان می داد گروه بوکوحرام مسئولیت این حمله را برعهده گرفته است اما زکزاکی معتقد بود که بوکوحرام نقشی در این ماجرا نداشته و حادثه توسط نیروهای ارتش سازماندهی شده است. این روحانی شیعه دلیلی برای حمایت از بوکوحرام که دیدگاهی افراطی از اسلامی سنی دارد و مسلمانان شیعه را کافرانی مستحق مرگ می داند ندارد.

 

 

روابط این گروه با ایران چگونه است؟

 

ایران که به حمایت از شیعیان در سرتاسر جهان مشهور است واکنش شدیدی به درگیری میان این گروه شیعه و نظامیان نیجریه داشته است. بنا به گزارش ها حسن روحانی، رئیس جمهور ایران از همتای نیجریایی خود خواسته است تا کمیسیونی حقیقت یاب برای بررسی حوادث اخیر تشکیل دهد. همچنین گزارش شده است که ایران کاردار نیجریه در تهران را برای اعلام اعتراض به وقایع اخیر و درخواست حمایت از شیعیان این کشور احضار کرده است. زکزاکی همواره دریافت کمک های نقدی از ایران را رد کرده است؛ با این حال به نظر می رسد که این جنیش متحدی قدرتمند در کنار خود دارد.

 

چرا شیخ زکزاکی بازداشت شده است؟

 

بازداشت زکزاکی پس از حوادثی رخ داد که روایت های مختلفی از آنها وجود دارد. ارتش نیجریه می گوید مسیر وسیله نقلیه رئیس ستاد مشترک ارتش توسط حامیان زکزاکی مسدود شده است و پیش از اینکه نیروهای ارتش از سلاح استفاده کنند هوادارن زکزاکی به آنها حمله کرده اند. اما جنبش اسلامی نیجریه روایت متفاوتی از ماجرا دارد و می گوید که نمازگزاران غیرمسلح در حالی که مشغول یک راهپیمائی مسالمت آمیز بوده اند توسط نیروهای ارتش مورد حمله قرار گرفته اند. به گزارش کمیسیون حقوق بشر اسلامی این درگیری ها در سه نقطه مختلف شهر زاریا از جمله منزل شخصی زکزاکی و همچنین مسجد اصلی این گروه صورت گرفته است؛ همچنین گزارش شده است که همسر زکزاکی نیز در بیمارستان بستری شده است. تصاویر تائید نشده ای هم از پیکر خون آلود زکزاکی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.

 

 

پس از حوادث اخیر برخی درباره رادیکالیزه شدن این گروه و هوادارانش هشدار داده اند. در حالی که اوباسی قیام شیعیان در شمال نیجریه را امری بعید می داند اما حوادث اخیر می تواند به افزایش حس به حاشیه رانده شدن میان طرفداران زکزاکی منجر شود. اوباسی می گوید: “زکزاکی همیشه به تعهد این گروه به عدم توسل به خشونت پافشاری داشته است و به رغم درگیری های اخیر با نیروهای امنیتی و گروه های دیگر خطر تبدیل شدن آنها به یک گروه شبه نظامی پایین بوده است. اما با حوادث اخیر از جمله کشته شدن اعضای ارشد آنها، بازداشت رهبر زخمی شان و تخریت اماکن این گروه، ممکن است آنها رویکرد متفاوتی را در پیش بگیرند.”

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ توسط جوان |

يادداشت كوتاه پيش رو را با طرح چند سؤال آغاز مي كنم. رژيم آل سعود چه نفعي براي استقلال و حريت كشورش تاكنون ايفا كرده است؟ اين رژيم سلطنت طلب و خودكامه كه داعيه خادمي حريم امن الهي و پيامبر اعظم(ص) را دارد چه خدماتي را براي اسلام و جامعه مسلمين ارائه داده است؟

 

 یادداشت كوتاه پيش رو را با طرح چند سؤال آغاز مي كنم. رژيم آل سعود چه نفعي براي استقلال و حريت كشورش تاكنون ايفا كرده است؟ اين رژيم سلطنت طلب و خودكامه كه داعيه خادمي حريم امن الهي و پيامبر اعظم(ص) را دارد چه خدماتي را براي اسلام و جامعه مسلمين ارائه داده است؟ خاندان مستبد آل سعود و دولت آن چه منافعي را از كشور ايران در روابط ديپلماتيك تأمين كرده است؟ پاسخ به اين سؤالات و شايد ده ها سؤال ديگر مي تواند پرده از ماهيت واقعي اين حكومت دست نشانده، فاسد و ظالم بردارد.

 

به راستي حكومتي كه برآمده از رأي و نظر مردم نباشد و دست نشانده و مورد حمايت ابرقدرت هاي مستكبر و مستبد قرار داشته باشد اين حكومت نه به فكر احقاق حق مردم خود و خدمت به آنها بلكه به فكر راضي نگه داشتن اربابان خود از طرق مختلف خواهد بود. در چنين حكومتي رأي مردم اگر هم باشد فرمايشي و در حداقل تأثيرگذاري است.

 

مناصب حكومتي وراثتي واگذار مي شود و منابع طبيعي و ثروت ملي آن كشور صرف عيش و نوش پادشاهان، جانشينان آنان و شاهزادگان مي شود و برخي ديگر نيز توسط كشورهاي غربي به تاراج مي رود. در چنين حكومتي توليد جاي خود را به واردات مي دهد و اين كشور به يك وارد كننده بزرگ و وابسته كامل به كشورهاي عربي منطقه خليج فارس، كشورهاي غربي و آمريكا قرار مي گيرد.

 

پرواضح است كه در چنين شرايطي وجدان بيدار و آگاه علماء، نخبگان و برجستگان ديني و سياسي اين كشور، خود را از خفقان زياد بيرون آورده و به افشاگري عليه ظلم هاي اين رژيم پادشاهي و برپايي قيام مردمي براي اصلاح در روند حكومت كشورشان مي‌پردازند. مسلماً رژيم آل سعود كه غرق در فساد، تباهي و ظلم است اين بيداري را برنتافته و با در خطر بودن پايه هاي سلطنت خود به سركوب منتقدان و رهبران آنها و وضع قوانين سخت گيرانه براي جلوگيري از هرگونه اقدام مردم عليه اين حكومت روي مي‌آورد. اقدام اخير اين حكومت در به شهادت رساندن آيت الله شيخ نمر باقر النمر نيز بعد از گذشت دو سال از بازداشت اين عالم مجاهد و مظلوم را مي توان در همين رويكرد تحليل نمود.

 

از وضع سياسي، اقتصادي و اجتماعي مردم در داخل كشور عربستان كه بگذريم داعيه خادمي حرمين شريفين اين رژيم به ويژه در ايام سفر هاي حج عمره و تمتع گوش فلك را پر كرده است به گونه اي كه عده اي را از اظهارنظر و نقد دلسوزانه به دليل احتمال كاهش يا قطع سهميه حج مردم منصرف مي‌سازد و به اصطلاح تساهل و تسامح مي كنند.

اما واقعيت اين است كه ساخت و سازهاي زياد در اطراف حرم امن الهي در مكه مكرمه و مظلوميت قبر پيامبر(ص) و ائمه بقيع(ع) در مدينه از يك طرف و وقوع حوادث تلخ و ناگواري همچون سقوط جرثقيل در مسجدالحرام و كشته شدن هزاران زائر در حادثه منا از طرف ديگر نشان از سوء مديريت و كم تجربگي حاكمان و شاهزادگان جوان اين كشور دارد كه نه تنها از قصور خود اعلام شرمندگي و عذرخواهي نكرده بلكه ديگران را متهم به ايجاد چنين حادثه تلخي كرده و خود را همچنان خادم الحرمين مي دانند!.

از اين مسائل كه بگذريم نقش رژيم آل سعود در ايجاد تفرقه و سركوب مردم در كشورهاي اسلامي كه خواهان عزت، استقلال و آزادي حقيقي هستند برهيچ كس پوشيده نيست.

 

حمايت از حكومت فاسد پادشاهي آل خليفه در بحرين و سركوب مردم مظلوم و بي دفاع آن، حمايت از رژيم جعلي صهيونيستي و مشروع جلوه دادن غصب سرزمین فلسطین و کشته شدن و آواره شدن هزاران مرد و زن و کودک از سرزمین مادری خود، ایجاد و حمایت از کثیف ترین و خبیث ترین گروه های تکفیری و تروریستی همچون طالبان، القاعده و داعش و حمايت از تروريست ها و ايجاد درگیری، جنایت و ترور به ویژه در كشورهاي يمن، لبنان، عراق و سوريه و تلاش در جهت ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی در دنیای اسلام و طرح موضوعاتی همچون هلال شیعی همه و همه پرده از ماهيت نفاق دولت سعودي برداشته و افکار پلید وهابيت حاكم بر اين دولت را در مبارزه جدی با عدم گسترش اسلام حقیقی در دنیا بیش از پیش نمایان ساخته است.

 

نكته ديگر تحليل پيرامون منافعي است كه از برقراري روابط ديپلماتيك ايران با كشور عربستان بدست مي آيد. ايران كشوري قدرتمند، مستقل، آزاد و داراي منابع طبيعي فراوان اعم از نفت، گاز و معادن مختلف، نيروي انساني كارآمد و موقعيت جغرافيايي مثال زدني مي باشد. ايران اسلامي با هدايت هاي امام گونه رهبر معظم انقلاب باشتاب به سمت پيشرفت و تعالي در عرصه هاي مختلف علمي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و اجتماعي حركت مي كند تا بتواند الگوي موفقي از حكومت اسلامي را به دنيا عرضه كرده و تمدن نوين اسلامي را به وجود آورد.

 

اين پيشرفت و اقتدار ناشي از آن كه با پشتوانه وجود نعمت رهبري و پشتيباني مردم از ولايت ايجاد شده است دشمنان قسم خورده انقلاب را نيز وادار به اعتراف و ناتواني در برابر اعمال فشار و ضربه زدن به نظام ساخته است و جايگاه منطقه اي و بين المللي ايران اسلامي را بيش از پيش در بين كشورهاي منطقه و جهان به خصوص كشورهاي اسلامي تقويت نموده است. حال در چنين شرايطي كدام كشور و دولت از برقراري روابط با كشور ديگر سود مي كند؟ عربستان يا ايران؟!

مسلماً عربستان. ايران عزيز هم براي عربستان در حوزه اقتصادي سود دارد و هم فرهنگي. هم در زمينه سياسي در دنياي اسلام سود دارد و هم در عرصه علمي. اما عكس اين موضوع صادق نيست زيرا عربستان نه نفع اقتصادي براي ايران دارد چرا كه اگر داشت مانع كاهش قيمت نفت در اوپك به دليل فشار بر ايران و مردم نمي شد! و نه نفع سياسي، فرهنگي و علمي دارد چرا كه اين كشور پايين ترين سطح از اين حيث را به دليل وضع قوانين قرون وسطايي در حكومت شاهنشاهي خود دارد.

 

اكنون سؤال اساسي اينجاست كه بعد از شهادت رهبر عاليقدر شيعيان عربستان و اعتراض مردم انقلابي ايران به اين حادثه آيا رواست دولت عربستان به بهانه هتك كنسولگري هاي خود در ايران، روابط ديپلماتيك خود با ايران اسلامي سرافراز را قطع كند!!! يا دولت ايران مي بايست در اعتراض به عملكرد افراطي پادشاهان مستبد آل سعود در به شهادت رساندن آيت الله باقر نمر النمر و جنايت هاي ديگر اين رژيم اقدام به اخراج كاردار عربستان از كشورمان كرده و روابط خود را قطع نمايد؟

 

موضع لبخند در سياست خارجي دولت فعلي به بهانه تنش زدايي و برقراري ارتباط با همه كشورها شايد در برخي موارد بتواند به نتايج موفقي آنهم براساس احترام متقابل دست يابد اما مطمئناً در بسياري از موارد خلاف اصل حكمت، عزت و مصلحت در سياست خارجي جمهوري اسلامي است كه در موارد بسياري از جمله برجام و نقض پيمان هاي آشكار دولتمردان آمريكا در اين زمينه و قطع روابط ديپلماتيك عربستان با ايران به وقوع پيوسته است. در چنين شرايطي از دولت محترم انتظار مي رود شجاعانه، مدبرانه و عزتمدارانه همچون رهبري معظم انقلاب و مردم متدين انقلابي، مدافع حقيقي انقلاب اسلامي و آرمان هاي انقلاب در داخل و به ويژه در كشورهاي ديگر بوده و در شرايطي كه منطقه آماج حملات و درگيري هاي تروريستي عليه جبهه اسلام و مقاومت است موضع اقتدار خود را به موضع انفعال و عقب گرد در برابر حاميان اصلي تروريست ها تبديل نكند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۴ توسط جوان |

رحلت پیامبر اکرم (ص)و شهادت امام حسن  

 

مجتبی (ع)و امام رضا (ع)تسلیت باد

رحلت پیامبر اکرم (ص)و شهادت امام حسن مجتبی (ع)و امام رضا (ع)تسلیت باد

در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که ‏پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‌گذارم و مى‌‏روم: کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».

در حجه‌‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: «مناسک خود را از من ‏فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید».

روزى به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین ‏و نگرانند. پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بن‌ابى‏طالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که‏ جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد».

روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود:  «کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده‌ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام».

در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

«اى مردم! آتش فتنه‏‌ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏‌ها همچون پاره‏هاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می‌کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می‌رسید».

آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد:  «ای رسول خدا، می‌ترسم طاقت این کار را نداشته باشم».

پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد. آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود:  «برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید».

ام سلمه، همسر پیامبر گفت: «علی را بگویید بیاید. زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست».

هنگامی که علی (ع) آمد، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده‌های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم».

سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۴ توسط جوان |

۳. در سوگ نبی جهان سیه می پوشد
در سینه، دل از داغ حسن می جوشد
از ماتم هشتمین امام معصوم
هر شیعه ز درد، جام غم می نوشد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد
التماس دعا

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۴ توسط جوان |

مجید دارمندی جوینانی

 
 
نام: 
مجید
 
نام خانوادگی: 
دارمندی جوینانی
 
نام پدر: 
حسینعلی
 
تاریخ تولد: 
1341/07/01
 
تاریخ شهادت: 
1361/11/16
 
کد شناسایی: 
1285760
 
شماره پرونده: 
61/11426
 
زندگی نامه: 
دارمندی جوینانی، مجید/ الف - ش : يكم مهر 1341، درروستاي جوینان از توابع شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش حسینعلی، کشاورز بود و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر کارگاه بلوز بافی بود. از سوی ارتش در جبهه حضور يافت. شانزدهم بهمن 1361، در بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان بر اثر اصابت ترکش خمپاره شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۴ توسط جوان |

شهادت امام رضا(ع) راتسلیت عرض مینماییم

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۴ توسط جوان |
یک اربعین گذشته و زینب رسیده است

بالای تربتی که خودش آرمیده است

یا ایها الغریب  سلام ای برادرم

ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است

ازشهر شامِ کینه، رسیده مسافرت

پس حق بده که چنین داغدیده است

احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است

در کربلا نسیم مدینه وزیده است

بر نیزه بودی  و به سرم بود سایه ات

با این حساب کسی زینبت را ندیده است

این گل بنفشه های  تن و چهره ی کبود

دارد گواه ، زینبتان داغدیده است

توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت

طعم فراق و غربت و غم را چشیده است

آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه

با آه می رود سکینه  و خجلت کشیده است

این دختر شماست  که خواستند کنیزیش ....

لکنت گرفته است و صدایش بریده است

نیزه نشین شد حضرت سقا  و اهلبیت

زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است

***

گفتی رقیه ... گفت نمی آیم عمه جان!

در شام ماند و شهر جدید آفریده است

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۴ توسط جوان |

سوز ای دل که امروز اربعین است  / عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت  /سراسر درس، بهر مسلمین است

اربعین حسینی تسلیت باد 

اربعین حسینی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم آذر ۱۳۹۴ توسط جوان |
خاطرات یک عکاس از سفر پیاده روی کربلا در اربعین
خاطرات پیاده روی اربعین- قسمت اول

خاطرات یک عکاس از سفر پیاده روی کربلا در اربعین

فرهنگ نیوز تصمیم دارد خاطرات یکی از مسافرین کربلا در پیاده روی اربعین امسال را، از نجف تا کربلا منتشر نماید. در این مجموعه خاطرات که از دید یک عکاس ثبت گردیده، جزئیات، فراز و فرود و حاشیه های این سفر معنوی به خوبی و بسیار جذاب ترسیم شده است.
 

ورود به عراق و اذن سفر از امام علی (ع)

مرز تا دلت بخواهد شلوغ است و بی نظم ، مرز ایران منظم پاسپورتمان مهر می خورد واردعراق می شویم ،یک صف می شویم و مهر ورود می زنند و از همان وسط صف از بلوکی وارد خاک عراق می شویم.اینقدر بهم ریخته است که می شود بدون تشریفات وارد مرز شد، بالاخره بطلبند هر جور باشد اذن ورود می دهند.

نجف شلوغ است تا دلت بخواد از هر ملتی آدم آمده اینجا؛ بعضی عرب های بادیه نشین، نجف سر راهشان است، می آیند، سلامی می دهند و می روند، نمی ایستند.
 
نجف تقریباً یک روز و دو شب میهمانیم؛ هتلمان اول جاده کربلاست، همه ازین مسیر می روند. آخر شب و صبح که برای نماز بلند می شوم سایه آدم ها از پشت شیشه لابی پیداست که دارند به سمت کربلا پیاده می روند. این سیل جمعیت تمامی ندارد. هرچند یک روزی به شروع رسمی پیاده روی مانده، همه مان هوایی شده ایم و دم هتل می ایستیم به نظاره پیاده روندگان با حالی مبهم و غریب.
 
خیلی ها با خانواده شان هستند؛ یک مرد و سه زن و 10 بچه قد و نیم قد توجه ام را جلب می کند. شاید 30 درصد زایران زن باشند و البته سهم بچه ها هم کم نیست. می گویند دو روز و نیم توی راهیم. البته طولانی ترین پیاده روی از بصره شروع می شود که حدوداً 500 کیلومتر است و بیست روزی طول می کشد.
 
حرم امام علی(ع) می روم برای عرض ارادت و البته اجازه گرفتن که این سفر بی اذن پدر به پسر نمی رسی. بس که شلوغ است نفس آدم می گیرد. محوطه اطراف گیت های بازرسی تقریباً با دمپایی های بی صاحب فرش شده است. باید پا بر فرشی از هزاران دمپایی رها شده بگذاری.‌ دمپایی هایم را کمی دورتر قایم می کنم چون کفش داری ها به قدری شلوغ اند که هیچ قبول نمی کنند. دمپایی ها را که قایم کردم می روم داخل، بعد از کلی معطلی برای گشتن و گذشتن از گیت ها، وارد حرم می شوم؛ جای سوزن انداختن نیست.
فقط می شود راه رفت آنهم توی صحن. از درب ایوان طلا که می خواهم وارد شوم لای جمعیت گیر می افتم و آدم ها و فشارهای استخوان شکنشان می برندم جلو، تنها حرفم به امام ام این است که اجازه بدهند این سفر به انتها برسد و این پاها توی راه شرمنده ام نکنند. التماس می کنم فقط بگذارند برسم کربلا بعدش مردن هم برایم سهل است. موقع برگشت اولین لنگه دمپایی را یک متری محل اختفا و لنگه دوم را دو سه متر دورتر پیدا کردم و برگشتم سمت هتل.
 
مقابل یکی از موکب ها می ایستم تا عکس بگیرم؛ مرد لالی پشت کتری چایی ایستاده به زور تعارف می کند و چایی می ریزد و با زبان اشاره می پرسد می روی کربلا ؟ با تکان سر می گویم بله. دست به دعا بر می دارد و بعد با اشاره می گوید باید غذا بخوری، وقت غذا هم نیست به چند نفری اشاره می کند و دست سمت دهان می گیرد .من شرمنده می شوم غذا تمام شده و او همچنان پی گیر است. می گویم آرام بماند عکس بگیرم دیرم شده. بیشتر از خجالت است که می روم. دفعه بعد از آن حوالی رد می شوم صورتم را می پوشانم تا دوباره نبیندم.
 
 
روزاول: شروع پیاده روی از نجف
 
صبح دوشنبه آماده حرکتیم دیر هم شده که استاد پناهیان برای صحبت و شروع سفر با گروهمان می آبد توی لابی هتل. ما بی تابیم که زودتر حرفهایش تمام بشود و راه بیفتیم؛ دیروز پایم اذیت می کرد می نشینم روی صندلی می کوبم روی پاهایم و اتمام حجت می کنم باهاشان، می گویم فقط شرمنده ام نکنید. پاسپورت ها را می گیریم و کنده می شویم از هتل سبک بال. قدم به جاده نجف - کربلا که می گذاریم بی اختیارقدم هایمان تند می شود. حس و حال عجیبی است این شروع سفر. دم صبح است و موکب ها صبحانه می دهند، ولی ما بی اعتنا از اصرار آنها رد می شویم، تعجب می کنند.
 
تا به حال تجربه ای این قدر نزدیک برای لمس یک جامعه غریبه دست نداده بود. می شود بین هزاران غریبه سفر کنی، ساعت ها همراهشان راه بروی از رفتارشان عکاسی کنی و اخلاق و عاداتشان را ببینی. همکلام و میهمان خانه ها و موکب ها و سفره های شان بشوی وآخرشب در کنارشان بخوابی.البته این جاده اخلاق ها را هم عوض کرده از طمع و بد اخلاقی که قبل ها شنیده میشد خبری نیست. همه مهربان شده اند!. اینجا تورا با نام زائر می شناسند. همین اسم برای وارد شدن به هر خانه ای و نشستن بر هر سفره ای کافی است. کسی هم که زائر است خیلی توجهی به دورو بر ندارد. بعضی ها روزها توی راهند و خستگی از هر قدمشان مشخص است. فقط راه می روند و حرف هم نمی زند.
 
 
در ابتدای مسیر پوستری با عنوان یالثارات حسین نصب شده و پرچم 22 کشور که احتمالاً تعدادی شیعه دارند؛ درردیف اصلی پرچم ایران، بحرین، عراق و سوریه خودنمایی می کند. نکته جالب اینکه به جای پرچم لبنان، پرچم حزب الله لبنان را قرار داده اند.
 
ابتدای صبح به زوار چای ،شیر گرم، دوغ ؛ شربت ؛ لبو و تخم مرغ اب پز و نیمرو،شلغم و نخود پخته که بهش میگویند لب لبی! و چیزی به گمانم  پرورده خرما باشد و خرمای اغشته به ارده و کنجد که برای پیاده روی فوق العاده است تعارف می کنند. میوه هم البته نشسته می دهند سیب و پرتقال و نارنگی و البته خیلی جاها کاهو می دهند. نمیدانم شسته اند یا نه، خیلی اعتبار نمی کنم و سمتشان نمی روم. چای هم در انواع سیاهِ جوشیده، زعفرانی، چای ترش و خوش مزه تر از همه چای لیمو عمانی، به وفور هست.
 
البته این وفور سمت نجف که آبادی بیشتری دارد و کمی تمیز تر است، بیشتر است؛ از بعد از 40 کیلومتر، دیگر کیفیت و تنوع غذاها کمتر می شود و البته آب معدنی هم سخت تر گیر می آید مخصوصاً نزدیک کربلا!
غذاها هم بسته به توان  مالی و تعداد پخت فرق می کند از عدس پلو و قیمه نجفی بگیر تا برنج سفیدی که روی ان قدری نخود و عصاره اش را ریخته اند، یک چیزی شبیه مرصع پلو خودمان ، ماهی ، فلافل ،قرمه سبزی مانندی ، مرغ ،خوراک گوشت و یک دوجا هم بساط کباب راه انداخته بودند. شب البته غذا ها سبک تر است اکثرا مرغ آب پز و نان ، فلافل، و کباب شامی می دهند. 
 
 
حس می کنم از برنامه پیاده روی عقب ام برای همین ناهار را که به نسبت ما ظرف های کوچکتری دارد می گیرم از هرجا که خلوت تر است فارغ از نوع غذا و ایستاده یا در حال راه رفتن می خورم. یک جایی برای پختن املت آنهم به تفکیک سرخ کردن پیاز و گوجه و بعد تخم مرغ در کمتر از دو دقیقه از مشعل های صنعتی استفاده می کنند! قسمت سخت ماجرای پیاده روی انتخاب بین غذاهاست و اینکه ممکن است بعداً غذای بهتری بدهند که سیر باشی البته من قید این یک مورد را زدم و عملاً همیشه گشنه راه می رفتم.
 
اکثرا برای گرفتن غذا صف می کشند و منظم غذا می گیرند البته بیشتر دست موکب دار است که چقدر منظم کند ملت را وگرنه در حالت عادی بی نظمند ولی با کلامی صف می کشند و چیزی نمی گویند. تقریبا فاصله 90 کیلومتری نجف تا کربلا خالی از موکب نیست. هر چند قدم و چسبیده به هم موکب و حسینیه و ساختمانی هست. می گویند نزدیک به هزار موکب مستقرند ولی به گمانم دو برابر این عدد باشد.
 
بهترین قسمت ماجرای پذیرایی ماساژ پا و بدن زائران خسته است؛ همانجا کنار جاده روی زمین چند نفری با پماد و روغن مشغول ماساژ پاها می شوند. چند تا عکس که می گیرم یکی شان می گوید بشین. حتی اجازه نمی دهد جورابم را در بیارم تشر می زند و خودش جورابم را در می آورد بیشتر خجالت زده می شوم، ولی بدون اینکه خم به ابرو بیاورد، با پماد خاصی پا هایم را تا زانو ماساژ می دهد ، پاهایم را می گذارد روی شانه اش و گرفتگی عضلات را کم می کند. آخر سر هم می گوید کار دیگری نداری؟ تشکر می کنم ، جوراب را دوباره خودش پایم می کند.البته آنها که ماساژ بدن می دهند ماساژورهای دستی دارند که برقی است با گویی که روی پا و کمر می کشند.
 
 
 
تنها ابتدای مسیر نجف دو پل عابر پیاده قرار دارد ، وسط راه مجبورم از وسایل نقلیه مثل ماشین کپسول گاز، نفتکش ، ماشین تانکرآب و دکل های پرچم و نورافکن و جرثقیل و هرچه که قدری ارتفاع دارد و مشرف برجاده است بالا بروم تا بشود سیل جمعیت را نشان داد. از این بالا تا چشم کار می کند آدم است و غباری به ارتفاع 50-60 متر که از کشیدن دمپایی شان بر زمین به آسمان روانه کرده اند . اکثر عراقی ها دمپایی دارند و زن بچه ها را هم دنبال خودشان راه انداخته اند و همان یک دست لباس تنشان هست و بس. مگر زنان و بچه های کوچک که ساک ها را زنان یا روی سر می گذارند یا بند ساک دستی را روی پیشانی می اندازند و ساک می افتد پشت گردنشان.از شیوه پیاده روی شان می شود فهمید چقدر به سختی عادت دارند و سبک زندگی بدوی و خشن عشیره ها تحملشان را بسیار بالا برده.
 
 
زن ها شاید 70 درصدشان پوشیه دارند؛ جز نوجوانان و بچه ها و یا آنها که سن و سالی دارند. هرچند ایرانی ها هم برای در امان ماندن از  خاک و آفتاب از روبنده استفاده می کنند. اولین اقلیت غیرعراقی، ایرانی ها هستند که تعدادشان شاید به 50 هزار نفر برسد بعد لبنانی ها و بعد ترک ها. ترک ها هرچند کمترند، اما متمرکز و گروهی حرکت می کنند و بیشتر با لباس ، پرچم ملی و دستمال گردن شان، خودنمایی می کند. برخلاف ابرانی ها اکثریت لبنانی ها بالای 35-40 و ترک ها بیشتر بالای 40-50 دارند. هرچند جوانانشان هم هستند اما ایرانی ها شاید 70 درصد جوانند و بسیاری هم متأهلی آمده اند و خلاصه پیاده روی دو نفره دارند .روز اول چندتایی آشنا می بینم که اصلا باورم نمی شود اینجا ببینمشان، حس میکنی همه امسال آمده اند برای این پیاده روی.البته روز دوم و سوم جز یک دونفر اثرچندانی ازشان نیست.
 
 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم آذر ۱۳۹۴ توسط جوان |
 

طالع بینی مرد متولد آذر

اگر می خواهید مردی خوش لباس . خوش گذران از هفت دولت آزاد كه همیشه بلیطش برنده می شود را بشناسید ، او كسی جز متولد برج اذر نیست .اگر خواستید سراغ او را بگیرد كافی است سری به محلاتی بزنید كه نتایج بخت آزمایی را اعلام می كنند حتماً‌ نامش را جز برندگان خواهید خواند. او مردی خانگی نیست و دست كم تا وقتی آماده نباشد قید وبند و تعهد را نمی پذیرد و از آن دوری می كند . چون برای تنفس به فضای باز نیاز دارد .

هر جا هم كه بشود اطراق می كند. من كسی را می شناسم كه بلافاصله پس از فارغ التحصیلی از مدرسه ، با پای پیاده دور دنیا سفر كرد ، ازدواج كرد ، همسرش را طلاق داد، برای زندگی به آمریكا بعد هم به كانادا رفت و تا ده سال بعد برنگشت ! این مردها هیچ تمایلی ندارند كه بشنوند زمین گرد است یا اقیانوس اطلس به علت یخبندان مسدود است،  آنها مانع نمی شوند و باید هر چیز را خودشان بفهمند .

بسیاری از مردان متولد برج آذر مجرد هستند و احساس می كنند از هفت دولت آزاداند، خودمان را گول نزنیم آنها دوست دارند گل سر سبد باشند و می خواهند بفهمند دردنیا چه خبر است تا جایی كه ممكن است به تنوع نیاز دارند ، اگر شمازنی حسود هستید اصلاً زوج مناسبی برای او محبوب نمی شود. اگر شریك شما كمانگیر است باید بدانید شاید او روزی از خواب بیدار شود و برود و تا یك ماه پیدایش نشود اما اگر در برخورد اول خواسته باشید او را به صندلی زنجیر كنید و تمام درها و پنجره ها را برای جلوگیری از فرارش او چفت و بست بزنید، ممكن است هیچ وقت پیدایش نشود .

اگر می خواهید به شما توجه كند ، باید وانمود كنید به او توجهی ندارید . این مسئله در مورد كلیه متولدین برجهای آتش صادق است . یادتان باشد او شكارچی منطقه البروج است و در چذب دختران استادی قدیمی است . طوری رفتار كنید كه شما را با هوش و علاقمند به یادگیری بداند و با او نرد عشق ببازید. از آنجا كه گاهی متولد برج آذر و شریك او در شروع آشنایی تعریف درستی از روابط خود ندارند . این رابطه سالهای سال از نقطه شروع فراتر نمی رود . اما وقتی ابعاد دیگری از وجود هم را كشف كنند، روابط وستانه شان رشد می كند .

مرد متولد برج آذر وقتی پدر می شود ، پدر خوبی نیست . اغلب به نوزاد علاقمند نیست. اماوقتی صدای بچه كوچولو را بشنود، عقیده اش تغییر می كند. به این ترتیب درنگهداری بچه اهل همدردی و همدلی نیست و همانطور كه كارهای خودش را بدون شما انجام می دهد، شما ا در نگهداری بچه به راستی تنها می گذارد.

اما وقتی بچه ها بزرگ می شوند،اوضاع جور دیگری است او از آنها خوشش می اید. بچه ها هم می توانند با پدر گفتگوی درست و حسابی كنند و او هم می تواند بچه ها را به تفكر در مورد مفهوم زندگی و موضوعات جدی دیگر وادار كند. سیاره او مشتری است و مشتری باعث خوش خلقی اوشده ، او واقعاً اهل خوشمزگی است و وقتی حال و حوصله داشته باشد باعث می شود بچه ها شادمانه از ته دل بخندند .

متولدین ماه آذر معمولاً بلند قد و سفید رو هستند و بسیاری از آنهاپیشانی بلندی دارند. یادتان باشد هیچ وقت به آنها نگویید كه دارند تاس می شوند. !

طالع بینی خورشیدی

زنان متولد آذر ماه

طالع بینی خورشیدی زنان متولد آذر ماه
می توان گفت زن متولد آذر ماه اهل منطق و واقعیات، مهمان دوست، بی ریا و پول خرج کن و بی نظم و انضباط، راست گو اما بدزبان و درشت گو است. 

اگر حسود و بدکینه هستنید، هرگز با دختر متولد آذر ازدواج نکنید. 

شاید بهترین توصیف زن متولد آذر این باشد که بگوییم او زنی نیست که انتظار داشته باشید مطابق میل شما حرف بزند و چه بسا که گاه و بیگاه از لحن نیشدار او آزرده خاطر می شوید و در مقابل هر چند گاه یکبار آنچنان جملات زیبا و دل انگیز از دهان او خارج می شود که شما با شنیدن این جملات، روزگار را به خوشی طی خواهید کرد. زبان زن متولد آذر نیشدار و پرکنایه است اما قلبش پاک و صمیمی و بی ریا است. 

زن متولد آذر دنیا را درست به همان صورتی که هست می بیند و در دیدگاه زندگی اهل واقعیت و منطق است. به ندرت اتفاق می افتد که زنی مانند یک متولد ماه آذر وقایع و رویدادهای زندگی را چنان دقیق و مستدل و منطقی توجیه کند و از خوبیها برای خوشبین شدن به آینده بهره گیری نماید و بدی ها را هم به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکار بپذیرد. 

قاطعیت او در گفتارش خیلی زود نظر شما را جلب می کند، اگر روزی به شما گفت پولی که برای مخارج خانه می دهید دیگر کافی نیست و باید مقداری به آن بیفزایید، یقین داشته باشید که راست می گوید. اما به طور مسلم می توان انتظار داشت که او پس از درخواست اضافه خرج بلافاصله اضافه می کند که اما لازم نیست که با جان کندن سعی کنی پولدار شوی چون پول زیاد انسان را خودخواه می کند. این زن هرگز به شما دروغ نخواهد گفت و در این کار آنچنان تعصبی از خود نشان می دهد که شما گاهی آرزو می کنید ای کاش گاهی دروغ می گفت و لی زبانی این چنین تلخ و درشت گو نداشت. 

زن کماندار شدیدا عاشق استدلال و خود مختاری است و به همین دلیل اغلب اوقات زندگی مجردی را بر ازدواج ترجیح می دهد. وقتی هم که دختر خانه است، با بقیه اعضای خانواده زیاد گفتگو نمی کند و به این دلیل معمولا رابطه ای سرد و مجزا با بقیه دارد، عاشق مسافرت است و از هر موقعیتی برای انجام این کار استفاده می کند، و اگر نتواند به مسافرت برود، ناآرامی خویش را با رفتن به سینما و گردش با دوستان ارضا می کند. 

اگر می خواهید با همسر متولد آذر خود زندگی آرامی داشته باشید، هرگز به وی دستور ندهید که چنین و چنان بگن، بلکه خواسته های خویش را در قالب جملاتی که جنبه درخواست دارند بیان نمایید و یقیین داشته باشید که هرگز با خواسته ای انجام نشده مواجه نخواهید شد. او اگر چه مثل هر زن دیگری مایل است که تحت الحمایه باشد، اما از دستور شنیدن و فرمان بردن سخت بیزار است. شما می توانید از پدر و مادر وی سؤال کنید، آنها هم به شما خواهند گفت که از کودکی این چنین بوده است. 

در این زمینه نکته ظریفی وجود دارد که ذکر آن ضروری است و آن این است که اگر چه نمی خواهد کسی، مخصوصا در مقابل دیگران برای او « آقا بالاسری» بکند اما وقتی دیدید و احساس کردید که دارد ثابت قدمی شما را آزمایش می کند، چه او خیلی بیشتر از آنچه که از دستور شنیدن بیزار است، از مردی که ضعیف نشان می دهد تنفر دارد، به این دلیل اگر روزی دیدید که پرچم استقلال را بیش از حد برافراشته، او را سر جای خودش بنشاند. 

زن متولد آذر کسی نیست که حاضر باشد به خاطر هیچ مردی تک روی خود را کنار بگذارد اما در عین حال خواهان آن است که شوهرش همیشه او را یک دختر هفده هیجده ساله تصور کند. 

یکی از اشتباهاتی که از زن متولد آذر در سال های قبل از ازدواج سر می زند این است که دوستی و عشق را به شدت با هم مخلوط می کند و این امر موجب پیدایش نوعی سرگردانی در قضاوت اطافیان نسبت به او می گردد. اگر شما از زمره مردانی هستید که طالب یک زن کاملا محجوب و پر از شرم و آرزو می باشید، بهتر است از همین الان به فکر زن دیگری، که متولد آذر نباشد باشید، چه دختری که در ماه آذر متولد شده است، تفاوت چنانی بین مرد و زن احساس نمی کند. او زن تو سری خور نیست و از ابتدای بلوغ و جوانی بهره وری از شادی های زندگی را حق خود می داند و به عشق با چشمی شاعرانه نگاه می کند که لازمه یک زندگی گرم و پر حرارت است. 

چه دختر باشد و چه زن شوهردار، شیوه تلخ و شیرین سخن گفتن او اغلب موجب بروز سوء تفاهمات و گفت و گوهایی می گردد که ممکن است به جاهای تاریک هم بکشد، و شما می بینید که او با یک روحیه بسیار قوی با یک چنین رویدادهایی مواجه می گردد تا جایی که امر به شما و دیگران مشتبه می شود که آیا حرف های دیروز او، موجب برپا شدن این بگو مگوها گردیده است، جدی بوده یا شوخی؟ یک چنین عکس القملی خاص کسانی است که بزرگترین سیاره منظومه شمسی یعنی مشتری حاکم بر رفتار و کردار آنهاست. 

درشت گویی او نباید سبب شود که شما تصور کنید که اهل دعوا و مرافعه است، او نیز به اندازه هر زن دیگری، از ایجاد دلخوری ها و نزاع های خانودگی بیزار است. از خود می پرسد که چرا « درشت گویی» و بد زبانی او موجب بروز این اوقات تلخی ها شده است. البته او هرگز نمی تواند دلیل اصلی این پرخاش های زبانی را پیدا کند زیرا که طبیعت و نهاد غیر ارادی او طراح این رفتار تند و خشن است. از آنجا که در زندگی کمال صداقت را دارد، از اینکه مورد شک و تردید قرار بگیرد، به شدت ناراحت و عصبانی می شود. اگر او را پای تلفن مشغول صحبت دیدید و گفت که طرف صحبت مردی است که برایش گرفتاری پیش آمده است، فورا نپرسید این مرد کیست و چه رابطه ای با او دارد.. همین دو جمله می تودند طوفان وحشتناکی به پا کند زیرا این« مرد» ممکن است برادر شما یا برادر خودش بوده باشد. او نه تنها خود را مکلف به دادن توضیح حس نمی کند، ‌بلکه معتقد است که شما « باید» به او اعتماد کامل داشته باشید زیرا او « واقعا» در زندگی با شما رک و راست و صادق است و هرگز اهل فریب و توطئه و خیانت نیست. 

قبل از نشستن بر سر سفره عقد زندگی را بسیار سرسری می گیرد، و به این دلیل از بین پسرهایی که در اطراف او هستند، هیچکدام نمی توانند تصمیم بگیرند و برای خواستگاری قدم پیش بگذارند. رفتار او با همه یکسان و تا حدودی سطحی و دور از جنبه های جدی است. روی هم رفته تاکتیک شوهریابی دختر متولد آذر زیرکانه نیست و این ضعف حتی در آیین دوست یابی او نیز به چشم می خورد. به همین جهت دختر متولد آذر شانس بی شوهر ماندیشان زیاد است مگر انکه اطرافیان به او کمک کنند و موجبات سر سفره عقد نشستن را برایش فراهم کنند. 

یک دیگر از علل بی شوهر ماندن این دختر این است که همانند مرد متولد این ماه، انکی از ازدواج واهمه دارد، و به این دلیل اگر واقعا یک چنین دختری را دوست دارید و می خواهید او را وادار به قبول همسری خود کنید، باید طبق یک نقشه زیرکانه از زندگی زناشویی و زیبایی های آن یک تصویر دوست داشتنی به وی نشان بدهید و ترس های او را از میان بردارید. 

زن متولد آذر عاشق ورزش و این قبیل کارها است. از آنجا که بین خود و پسرها کوچکترین تفاوتی احساس نمی کند، و مثل آنها لباس می پوشد و حرکات و رفتاری مشابه ایشان دارد، گاه این توهم برای شما به وجود می آید که آیا پس از ازدواج می تواند در قالب یک زن خانه دار قرار بگیرد یا نه؟ برای او دنیا به این صورت است که اگر پسری می تواند یک هفته به ییلاق برود و چادر بزند و یا ساعت دو بعد از نصف شب به منزل برگردد، هیچ دلیلی ندارد که او هم نتواند این کارها را بکند و یقینا برود و چادر بزند و یا ساعت دو بعد از نصف شب به منزل برگردد، هیچ دلیلی ندارد که او هم نتواند این کارها را بکند و یقینا یک چنین اعمالی دلیل بر انحراف اخلاقی او محسوب نمیگردد و نباید پشت سر او غیبت و پچ پچ راه انداخت که مثلا هوسباز است. طبیعی است یک چنین طرز تفکری از جانب یک دختر با آنچه جامعه قبول دارد، مغایر می باشد، اما او کسی نیست که طرز قضاوت جامعه برایش خیلی اهمیت داشته باشد. او تحت تأثیر ستاره مشتری از استقلال و آزادی های خود حداکثر استفاده را می کند و به حرف مردم چندان توجهی ندارد. 

به رغم داشتن یک چنین رفتار و طرز تفکری، قلب زن متولد آذر درست شبیه به قلب یک کودک ساده و صمیمی است. وقتی پای دل به میان می آید، دیگر از هوشمندی و منطق در رفتار او اثری به چشم نمی خودرد. پس مغز او متفکر و منطقی است، قلبش بی دفاع و احساساتی و زود تسلیم است. 

به همین دلیل در زندگی او ماجراهای عاشقانه و شکست خورده بسیار می توان یافت و باز به همین دلیل بسیارند دختران متولد آذر که سریعا فریب چرب زبانی های مردان گرگ صفت را خودرده اند و از این بابت قلبی شکسته و فریب خورده دارند. 

زن متولد آذر بسیار خوش اشتها است و علاقه ای خاص به غذاهای خوب دارد. کمااینکه وقتی به مسافرت می رود، همیشه سعی می کند بلیط درجه یک مسافرت بخرد. به پول، به خاطر خود آن،‌ علاقه ای نشان نمی دهد و آن را وسیله رفاه زندگی می داند و به این ترتیب اغلب مردانی که با دختر متولد آذر ازدواج می کنند، مجبور هستند مدتی از وقت خود را صرف این بکنند که به وی یاد بدهند پول چه ارزشی دارد و چگونه باید آن را خرج کند. با توجه به این امر اگر می خواهید با یک چنین دختری ازدواج کنید و جنبه حسابداری و رسیدگی به دخل و خرج را هیچگاه به عهده او محول نکنید. 

در بین ستارگان سینما و هنر پیشگان تأتر، درصد متولدین آذر از همه بیشتر است زیرا برای بسیاری از زنان کاماندار نور پروژکتورهای فیلم برداری درخشنده تر از برق هر نوع جواهری، و صدای کف زدن های تماشاچیان دل انگیزتر از هر نوع زمزمه عاشقانه ای است، پس تعجب نکنید اگر او کار هنری خود را حتی به زندگی زناشوئی ترجیح دهد. 

چنین زنی بیشتر اهل شکار افتخارات و شهرت است تا اهل شکار پول و مادیات و از نظر خانه داری و انجام کارهای منزل باید گفت که خدا به شما صبر جمیل عطا کند. زنی که در ماه آذر متولد شده است، اصولا با این قبیل کارها میانه خوشی ندارد و به قول معروف وقتی به فکر جمع کردن رختخواب می افتد، بلافاصله به خود می گوید چه فایده دارد، چند ساعت دیگر باید آن را پهن کنم،‌پس چرا اصلا جمعش کنم. داشتن یک چنین خصوصیاتی بالطبع موجب آن می شود که کودکان او خیلی خوب به انجام دادن کارهای منزل وارد بشوند زیرا برغم یک چنین تنبلی از درهم برهمی و کثافت خوشش نمی آید و چون خودش حوصله جمع و جور کردن و تمیز کردن خانه را ندارد، بچه ها و آقا را به کار خانه داری وادار می کند. 

در مورد آشپزی هم وضع او فرق زیادی با خانه داری ندارد. حقیقت این است که در این مورد نمی توان یک حکم کلی صادر کرد. اگر امروز غذایی را که جلوی شما می گذارد، واقعا لذیذ است، هیچ دلیل نمی شود که فردا یا پس فردا هم دست پختش خوردنی باشد. 

از زبان تند و تیز او به هیچ وجه غافل نشوید. اگر ناراحت و عصبانی بشود، مطالبی را بر زبان می آورد که مو بر اندام شما راست خواهد شد. اما این را هم بگویم که منظور واقعی او همان چیزی نیست که بر زبان می آورد و به قول معروف حتی قبل از آنکه حرفش تمام بشود، آن را فراموش می کند و به این دلیل انتقام جویی بعدی شما به کلی برایش بدوی مفهوم خواهد بود. او زنی نیست که به درد آدمهای خیالاتی و یا کینه توز و حسود بخورد. اگر کینه ای و بداخلاق و خیالاتی هستید، هرگز با زن متولد آذر ازدواج نکنید. 

مادر متولد آذر بیش از هر مادر دیگری مورد علاقه بچه های خود قرار می گیرد. چه علاوه بر وظیفه مادری، همبازی و دوست ایشان نیز خواهد بود. به احتمال قوی بچه داری تنها موضوعی است که این زن نسبت به آن مسئولیت کامل احساس می کند و مسئولیت خود را هم به بهترین وجه ممکن انجام می دهد. بچه ها از خوشبینی ذاتی و فراوان مادر خود تا حد امکان استفاده می کنند و در سنین بالاتر آنها او را بهترین خواهر دنیای خود می دانند. مادر متولد آذر در چشم و قلب فرزندانش یک مادر قابل ستایش است. 

از نظر مهمانداری و پذیرایی و دست و دلبازی حتی متولدین مرداد هم به گرد او نمی رسد و همیشه مایل است که از مهمانان خود به طرز شاهانه پذیرایی کند. خوشبینی و حس رفاقت شدیدی که در نهاد او وجود دارد، موجب می گردد که هر کس پا به خانه وی می گذارد، خود را در منزل خویش احساس کند 


 
طالع بینی خورشیدی سایر ماهها 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ توسط جوان |

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ توسط جوان |

فرارسيدن سالگشت اربعين حضرت  

 

سيد الشهداء حضرت امام حسين  

 

عليه السلام و اولاد و اصحاب آن  

 

بزرگوار تسلیت باد 

بسم الله الرحمن الرحيم

فرارسيدن سالگشت اربعين حضرت سيد الشهداء حضرت امام حسين عليه السلام و اولاد و اصحاب آن بزرگوار را بر تمامي انسانهاي آزاده و مخصوصاً شيعيان و پيروان آن حضرت تسليت عرض نموده ، به همين مناسبت در حد امکان و توان مطالبي هر چند کم راجع به اربعين در اين مقاله نگاشته مي‌شود، به اميد آنکه خداوند در دنيا زيارت مرقد مطهر آن بزرگوار، و در آخرت شفاعت ايشان را نصيب فرموده و مورد قبول و نظر آن امام شهيد قرار گيرد.
تا آنجا که در تاريخ ثبت شده است قبل از واقعه عاشورا برگزاري اربعين به اين صورت که هرساله برگزار مي‌شود شايد يا وجود نداشته است، و يا اگر برگزار مي‌شده حال و هواي اربعين شهداي عزيز کربلا و خصوصاً اربعين حضرت سيدالشهداء عليه السلام را نداشته است.
قبل از آنکه وارد بحث شويم به روايتي اشاره مي‌شود که امام عسگري عليه السلام پنج چيز را از علامات مؤمن يعني شيعه ذکر فرموده‌اند که عبارت است از: 1ـ انگشتر به دست راست کردن 2ـ نمازخواندن پنجاه و يک رکعت که عبارت از مجموع رکعت‌هاي نمازهاي واجب و نافله‌هاست 3ـ پيشاني را در حال سجده و نماز بر خاک گذاشتن 4ـ بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحيم در حال نماز 5ـ زيارت اربعين .
در اينکه مقصود از زيارت اربعين چيست علماء مطالبي گفته‌اند، لکن استنباط عالمي بزرگ همچون مرحوم شيخ طوسي آن است که مقصود از زيارت اربعين زيارت حضرت امام حسين عليه السلام در بيستم ماه صفر چهلمين روز بعد از روز عاشورا است زيرا آن بزرگوار اين روايت را در باب زيارت تهذيب و در اعمال اربعين آورده است، و زيارت مخصوص هم براي اين روز نقل شده است که مرحوم محدث قمي در کتاب گرانقدر مفاتيح الجنان آن را آورده است.
اما اينکه چرا بعد از چهل روز؟ بايد گفت که عدد چهل در روايات و حتي آيات قرآن جايگاه خاصي دارد، و عدد چهل خصوصياتي دارد که در سائر اعداد نيست، به عنوان مثال در قرآن کريم مي‌فرمايد: «إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَة»[1] يعني وقتي که به حالت کمال رسيد و چهل ساله شد.
همچنين بعض انبياء الهي در سن چهل سالگي به مقام رسالت رسيدند، به عنوان نمونه حضرت علي عليه السلام در جواب شخصي که پرسيد عزير در چه سني به پيامبري مبعوث شد؟ فرمودند: «بعثه الله و له أربعون سنة»[2] يعني در پاسخ به سؤال از سن مبارک حضرت عزير در ابتداي رسالت فرمودند که سن او در ابتداي رسالت چهل سال بود.
و نيز حضرت رسول خاتم حضرت محمد بن عبدالله در چهل سالگي به رسالت الهي مبعوث شدند، همچنانکه در روايتي معتبر آمده است که: «صدع بالرسالة يوم السابع و العشرين من رجب و له يومئذ اربعون سنة»[3] يعني حضرت محمد بن عبدالله خاتم انبياء الهي صلي الله عليه و آله و سلم در روز بيست و هفتم رجب در حالي که چهل سال داشتند به رسالت الهي برگزيده شدند.
همچنين در دعاها و معارف ديني عدد چهل جايگاه خاصي دارد. مرحوم علامه مجلسي پس از نقل دعائي که متضمن اسماء حسناي الهي است چنين نقل مي‌کند: «عن النبي صلي الله عليه و آله و سلم: «لو دعا بها رجل اربعين ليلة جمعة غفر الله له»[4] اگر کسي چهل شب جمعه به درگاه الهي اين دعا را بخواند خداوند او را مي‌آمرزد و مي‌بخشد.
ياد نمودن خداوند با اذکار خاص و با عدد چهل مورد سفارش بسيار است. همانگونه که شب زنده‌داري و خواندن نماز شب در چهل شب پياپي و استغفار نمودن در قنوت آخر يعني نماز وتر موجب مي‌شود که خداوند انسان را از جمله‌ي استغفار کنندگان در سحرها قرار دهد که خداوند آنها را در قرآن کريم به نيکي ستوده است.
در روايتي امام صادق عليه السلام فرموده‌اند: «من کان آخر قنوته في الوتر استغفرالله و اتوب اليه مائة مرة اربعين ليلة کتبه الله من المستغفرين بالاسحار»[5] که ترجمه روايت قبلي از نقل آن بيان شد.
و نيز به دعا کردن به چهل مؤمن در قنوت وتر سفارش شده است.
همچنين در روايتي از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند: «لايجتمع أربعون رجلا في أمر واحد إلا استجاب الله»[6] يعني جمع نمي شوند چهل نفر مسلمان در تقاضائي از خداوند مگر اينکه مورد اجابت باريتعالي واقع مي‌شود.
و در روايتي ديگر آمده است که از پيامبر اکرم نقل شده است که فرمودند: «من أخلص العبادة لله أربعين صباحاً جرت ينابيع الحکمة من قلبه علي لسانه»[7] يعني کسي که چهل روز عبادات خود را خالص و براي خداوند انجام دهد و اخلاص در عمل داشته باشد خداوند متعال چشمه‌هاي حکمت را از چشمه دل او به زبانش جاري مي‌کند.
در روايتي از حضرت امام صادق عليه السلام رسيده است که فرمودند: «من حفظ من شيعتنا أربعين حديثاً بعثه الله يوم القيامة عالماً فقيهاً و لم يعذّب»[8] يعني هر يک از شيعيان که چهل حديث را حفظ نمايد خداوند متعال او را در قيامت فرد عالم و دانشمند و فقيه محشور مي‌کند و گرفتار عذاب الهي هم نمي‌شود. که البته بايد توجه داشت که مقصود از حفظ حديث تنها حفظ کردن عبارات آن نيست، بلکه حفظ حديث در همه شئون و ابعاد آن مورد نظر است که از جمله فهم حديث و عمل به آن و ترويج در بين مردم است.
همچنين در روايات آمده است که: کمال عقل انسان در چهل سالگي حاصل و محقق مي‌شود، در حديثي از امام صادق عليه السلام چنين وارد شده است که فرمودند: «اذا بلغ العبد اربعين سنة فقد انتهي منتهاه»[9] که شايد معني حديث آن بايد که وقتي انسان به چهل سالگي رسيد عقل او به کمال خود خواهد رسيد.
همچنين در سفارش به برپائي نماز جماعت و شرکت در آن، در خصوص شرکت در جماعت در چهل روز، در روايتي از حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم آمده است که فرمودند: «من صلي اربعين يوماً في جماعة يدرک تکبيرة الاُولي کتب الله براءتان: براءة من النار و براءة من النفاق»[10] يعني کسي که چهل روز مرتب در نماز جماعت از ابتدا شرکت کند خداوند او را در دو چيز مصون خواهد داشت، يکي از آتش جهنم، و ديگري از گرفتاري به نفاق و دوروئي.
و در آداب دعا کردن آمده است که اگر مي‌خواهيد دعاي شما مستجاب شود ابتدا براي چهل مؤمن دعا کنيد و سپس حاجت خود را از خداوند بخواهيد: «من قدّم أربعين من المؤمنين ثم دعا استجيب له»[11] يعني امام صادق عليه السلام فرمودند: کسي که در حق چهل مؤمن دعا کند و بعد از آن خواسته خود را بخواهد خداوند دعاي او را مستجاب مي‌کند.
و راجع به همسايگان و حقوق آنها، و در روايات فرموده‌اند که همسايه شامل چهل خانه از هر طرف منزل انسان است. امير المؤمنين علي عليه السلام در حديثي مي‌فرمايند: «الجوار أربعون داراً من أربعة جوانبها»[12] همسايه شامل چهل خانه از چهار جهت منزل مسکوني هر شخص است.
و نيز در روايتي از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم چنين آمده است: «إن السماء و الارض لتبکي علي المؤمن اذا مات أربعين صباحاً و إنما تبکي علي العالم اذا مات أربعين شهراً»[13] يعني پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: زماني که مؤمن از دنيا رحلت مي‌کند آسمان و زمين چهل روز براي او گريه مي‌کنند، و وقتي که عالم مؤمن از دنيا برود آسمان و زمين تا چهل ماه در فراق او مي‌گريند.
البته مي دانيم که مصداق واقعي انسان کامل و مومن و عالم ائمه عليهم السلام هستند.
و امير المؤمنين علي عليه السلام مي فرمايند: «إذا صلي علي المؤمن اربعون رجلاً من المؤمنين و اجتهدوا في الدعاء له استجيب لهم»[14] يعني وقتي چهل نفر از مؤمنان برجنازه مؤمن نماز بخوانند و براي او دعا کنند خداوند دعاي آن چهل نفر را اجابت مي‌کند.
اينها خلاصه‌اي از رواياتي بسيار بود که درباره‌ي عدد اربعين و چهل آمده است که علاوه‌ي بر آنکه مقدمه‌اي براي مطلب اصلي است خود نيز رواياتي سازنده است و اميدواريم که خوانندگان اين روايات و مضمون آنها را شيوه‌ي زندگي و برنامه‌ي عبادي خود قرار دهند.
همانطور که در قبل تذکر داده شد مصداق واقعي مؤمن و عالم حضرت رسول اکرم و سائر انبياء الهي و امامان معصوم عليه السلام هستند، که آسمان و زمين چهل ماه بر فقدان آنها گريه مي‌کند، و در خصوص شهادت حضرت امام حسين عليه السلام مصيبت به قدري سنگين است و شهادت آن حضرت به قدري جانگداز است که طبق روايات بايد هميشه بر آن حضرت و مصيبت کربلا گريست و از اينرو در روايتي که مرحوم محدث قمي در منتهي الآمال آورده است حضرت امام رضا عليه السلام به ريّان بن شبيب فرمودند: اي پسر شبيب اگر مي‌خواهي بر چيزي گريه کني بر مصيبت جدم گريه کن که او را با لب تشنه به شهادت رسانيدند، و در روايت ديگري وارد شده است که کسي که بگريد و يا بگرياند و يا خود را شبيه گريه کنندگان در آورد بهشت بر او واجب مي‌شود، پرواضح است که همه‌ي اينها به اين شرط است که گريه با معرفت و شناخت و پيروي از دستورات آن حضرت باشد و هدف کربلا را درک کنيم، گر چه خود گريه کردن موجب آن مي‌شود که انسان معرفت پيدا کند، زيرا اگر قيام امام حسين عليه‌السلام نبود اثري از اسلام باقي نمانده بود، و اين مطلبي نيست که ما ادّعا کنيم، بلکه مورّخان حتي آنان که غير شيعه‌اند نيز به اين مطلب اعتراف دارند، و هر قيامي که ضد ظلم و ستم در دنيا واقع شده است الهام گرفته‌ي از قيام امام حسين عليه السلام مي‌دانند، حتي گاندي رهبر استقلال هند در مقابل دنيا اعلام کرد که حرکت و مبارزه‌ي ما الهام گرفته از قيام امام حسين عليه السلام است؛ آري محرم و صفر بود که فرهنگ عاشورا را در اذهان و قلوب مردم، زنده نگه داشت تا روزي که منجر به پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل اولين جمهوري اسلامي در ايران شد، و امروز تنها فرياد مقاومت پيروزمندانه در مقابل صهيونيست‌ها مقاومت حزب الله در جنوب لبنان است که عدّه‌اي از شيعيان با جانفشاني مسلمانان را سربلند کرده‌اند بنابراين بزرگداشت اين قيام مقدس موجب احياء و بقاي اسلام تا قيامت بلکه اصل دينداري در همه‌ي دنياست. و يکي از اين بزرگداشت‌ها مربوط به اربعين حسيني يعني بيستم ماه صفر و چهل روز بعد از قيام عاشوراست اينک بعد از اين مقدمه به اصل مطلب يعني اربعين امام حسين عليه‌السلام مي‌پردازيم.

اربعين در فرهنگ شيعه

در فرهنگ شيعه اربعين به چهلمين روز شهادت امام حسين عليه السلام گفته مي‌شود که مصادف با بيستم ما صفر المظفر است از سنت‌هاي مردمي گراميداشت چهلم اموات است که امروزه در ميان مسلمانان مرسوم و متداول است، مردم در چهلمين روز وفات عزيزان خود خيرات و صدقات مي‌دهند و مجلس ياد بود بر پا مي‌کنند.
در اينکه فرزندان و اهل بيت امام حسين عليه السلام در اولين چهلم و اربعين براي زيارت قبور عزيزان خود به کربلا آمده‌اند يا اينکه در سال بعد بوده است اختلاف است. و ما در اين مقاله در صدد آن نيستيم که بحث دز اين باره داشته باشيم لکن مرحوم شهيد محراب آيت الله قاضي طباطبائي امام جمعه‌ي تبريز کتابي به نام «تحقيق درباره‌ي اربعين» نوشته‌اند و در آن کتاب درصدد اثبات اين مطلب بوده‌اند که اهل بيت در اربعين اول يعني سال 61 هجري قمري به کربلا آمده‌اند، خوانندگان محترم مي‌توانند به کتاب مذکور مراجعه کنند.
و از حوادث مسلم اين روز اين که در روز بيستم صفر همان سال يعني مصادف با اربعين حضرت سيد الشهداء عليه السلام  و اصحاب و اولاد آن بزرگوار جابربن عبدالله انصاري صحابي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از مدينه‌ي منوره براي زيارت قبر مطهر آن حضرت به کربلا آمد و طبق بعض روايات در حالي که جابر بعد از غسل زيارت در آب فرات و با حالت حزن و اندوه عازم زيارت قبور شهداء بود صداي کاروان شنيد و بعد از آنکه تفحص کردند متوجه شدند که خاندان رسالت و اهل بيت رسول الله نيز وارد کربلا شده‌اند.
بنابراين  در بيستم صفر سال 61هجري يعني روز اربعين اولين زائران آن حضرت خود را به کربلا رساندند.
در نهضت پرشور حسيني، عوامل بسياري راه را براي عالم‌گير شدن اين نهضت هموار کردند، کاروان اسراء، خطبه‌هاي حضرت زينب و امام سجاد عليهما السلام در کاخهاي ظلم کوفه و شام و در مسجد اموي، و به دنبال آن قيام توابين و بيداري مردم بعد از غفلت از ياري امام حسين عليه السلام و حوادث متعدّد ديگر که هر يک به نوبه‌ي خود در معرفي و بيان حقيقت عاشورا، امت اسلامي را مخاطب خود قرار دادند، يکي از همين عوامل که در شناساندن قيام عاشوراء نقش به سزائي داشت و شايد جزو اولين طليعه‌هاي فروغ اين خورشيد درخشنده بود، اربعين و اربعين‌هاي بعد از عاشورا است، در هر اربعين يادواره‌اي با شکوه بر مزار شهيدان کربلاء برگزار مي‌شود، و مردم از اين رهگذر يک بار ديگر نهضت امام خود را مرور مي‌کنند، و با اهداف آن آشنا مي‌شوند و به عظمت و شکوه آن پي مي‌‌برند، در مقابل آن خود را مسئول مي‌ديدند و همانند توابين آن عصر تائب مي‌شدند.
اربعين تنها يک روز از روزهاي سال نيست، بلکه آيينه‌اي است در برابر چشمان ميليونها انسان معتقد که در آن تصويري از نهضت و قيام خونين محّرم نقش مي‌بندد، اگر چه از بعد تاريخي همانطور که گفتيم اختلاف است که آيا اهل بيت امام حسين عليه السلام در اربعين اول يا سال بعد به کربلا آمدنده‌اند، اما آنچه مسلم است ، زيارت مزار شهداي عاشورا توسط جابربن عبدالله انصاري و عطيّه است که در اين نوشتار سخن از شخصيت اين دو بزرگوار و زيارت اربعين آنهاست.
شيخ طوسي در کتاب مصباح المتهجد مي‌نويسد: روز بيستم ماه صفر روزي است که جابربن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از مدينه براي زيارت قبر اباعبدالله به کربلا آمد، او اول کسي است که مزار امام عليه السلام را زيارت کرد و در اين روز زيارت امام حسين عليه السلام مستحب است.[15]
از ظاهر عبارت مرحوم شيخ طوسي در اين جملات چنين بر مي‌آيد که جابر به منظور زيارت و به قصد درک ثواب زيارت اربعين از شهر خود يعني مدينه خارج شده و در روز بيستم ماه صفر وارد کربلا شده است، اما اينکه اهل مدينه کي و چگونه از شهادت امام با خبر شدند که جابر توانست خود را چهل روز پس از شهادت به آنجا برساند بايد گفت: ابن زياد، پس از رسيدن اهل بيت به کوفه بي درنگ عبدالملک بن ابي الحارث سلمي را از عراق به حجاز فرستاد تا هر چه زودتر عمرو بن سعيد بن عاص والي مدينه را از شهادت امام وياران وي آگاه سازد، قهراً چند روز پس از ورود اهل بيت به کوفه مردم شهرها از جمله اهالي مدينه از شهادت فرزند پيامبر آگاه شدند، در اين صورت ممکن است که جابر بن عبدالله انصاري با خبر يافتن از شهادت امام و اصحاب ايشان با آنکه بنابر بعض اقوال از دو چشم نابينا و يا کم‌سو شده بود از مدينه به قصد زيارت امام و ياران فداکار او حرکت کند و در بيستم صفر درست چهل روز بعد از شهادت امام عليه السلام وارد کربلا شود.
پس از شهادت سرور شهيدان حسين بن علي عليه السلام، جامعه‌ي اسلامي سخت مرعوب قدرت و پيروزي‌هاي بني اميه شده بود، و جابر از معدود افرادي بود که مرعوب قدرت حکومت پليد اموي نشد و با حرکتي معني دار و عظيم گام بزرگي در جهت معرفي چهره‌ي قيام حسيني و سلطنت اموي برداشت.
او از مدينه در حالي رهسپار کربلا شد که کهولت و ناتواني او را از پاي درآورده بود، و به نقل بعض روايات نابينا نيز بود. اما جابر براي بيرون آوردن مردم از غفلت و هشدار به مسلمانان اقدام به اين کار مي‌کند، و با تأييد اهل بيت، اين حرکت به صورت رسمي هر ساله تبديل شده و برکاتي بر آن مترتّب است و روايات بسياري در فضيلت زيارت اين روز چه از دور  و چه از نزديک وارد شده است.
در اين زيارت که جابر به همراه عطيّه که از شخصيت‌هاي بزرگ اسلامي بوده و به عنوان مفسر قرآن شناخته مي‌شود به زيارت قبر امام حسين عليه السلام آمدند، جابر و عطيه در فرات غسل کرده و همچون حاجيان که براي طواف کعبه محرم مي‌شوند با پاي برهنه و گامهاي کوتاه بر سر مزار شهدا و در ابتدا کنار قبر مطهر و مقدس امام حسين عليه السلام آمده و با صداي حبيبي يا حسين آن حضرت را مورد خطاب قرار داده است، و در همان حال از امام حسين عليه السلام پرسيد که آيا مي‌شود حبيب و دوست جواب حبيب خود را ندهد، و در ادامه گفت: چگونه مي‌شود جواب بدهي در حالي که سر در بدن نداري، و با اين جمله مراسم عزاداري هم براي امام حسين عليه السلام بنيان‌گذاري کرد، پايان ضمن التماس دعا از خوانندگان اين مقاله و اين برگ سبز که تحفه‌ي درويش بي‌نواست اميدواريم که عزيزان توفيق به جاي آوردن اعمال اربعين را داشته باشند و با مراجعه‌ي به مفاتيح الجنان آن حضرت را در اين روز زيارت کنند که زيارت اربعين يکي از علائم انسان مؤمن است، علاوه‌ي بر آن در مراسم عزاداري اربعين که در جاي جاي کشور ايران و همه‌ي کشورهائي که محبان اهل بيت حضور دارند برگزار مي‌شود شرکت نمايند.

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

ابزار رایگان وبلاگ

طراحی سایت