روســتای دارمنــــد
نــگیــن قـــمــصر

   از نظر ريختشناسي منطقه اي است کوهستاني و مرتفع که
 
دره دارمند با روند شمال باختري-جنوب خاوري درون آن جاي دارد.
 
هر چند که منطقه مرتفع است اما داراي دامنه هاي به نسبت باز
 
و کم شيب مي باشد. 
  
 پوشش گياهي خوب بوده و درامتداد آبراهه دارمند درختکاري و
 
باغداري گسترش يافته است. چشمه هاي متعددي که از اين
 
بخش سرچشمه گرفته در کاشت درختان در اين منطقه تأثير
 
بسزايي دارد. 
  
 محدوده در بخش جنوب باختري طاقديس جوينان قرار گرفته و در
 
کنتاکت گسلي جوينان که سنگ هاي دولوميتي زرد رنگ سازند
 
شتري را بر روي شيل و ماسه سنگ هاي سازند شمشک رانده
 
است، جاي دارد. شيل و ماسه سنگ هاي سازند شمشک دراين
 
محدوده به رنگ خاکستري روشن ديده مي شوند که بعضاً تيره
 
رنگ ميباشند. در بيشتر جاها دگرگوني متحمل شده و سيليسي
 
شده اند. لايه بندي براي بخش هاي شيلي نازک و بخش هاي
 
ماسه سنگي متوسط است. دولوميت هاي سازند شتري در
 
کنتاکت گسله براحتي خرد مي شوند و بصورت دانه شکري ميباشند. 
  
 در فراسوي محدوده با دولوميت هاي سازند شتري يک واحد
 
ماسه سنگي قهوه اي تيره و نازک لايه هم مرز است. واحد اخير
 
به نوبه خود با يک واحد آهکي سفيد تا کرم رنگ و بعضاً تا نخودي
 
رنگ هم مرز مي شود.
  
 عبور چندين گسله عرضي از اين منطقه باعث بهم خوردگي
 
محلي لايه بندي واحدها شده است. 
  
هيچگونه کانيزايي در اين محدوده معرفي شده، ديده نشد، در
 
نتيجه اين محدوده از نظر اکتشافي فاقد ارزش اقتصادي بوده و
 
جهت بررسيهاي بيشتر توصيه نمي شود.
  
 لازم به يادآوري است که امتداد گسله تراستي جوينان در خاور محدوده بالا نشانه هايي از آهن و سيليس
 
ديده شده است.

مجری طرح: محمد جواد واعظیپور مشاور: شرکت توسعه علوم زمین تهیه کنندگان: اکتشاف: قیس بدخشان ممتاز ژئوشیمی: پیام سودی شعار زمستان 1380
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 توسط جوان |

ضمن عرض خوش آمد گویی و خیر مقدم خدمت تمام کاربران عزیز لطفا با نظرات سازنده 

خودتون ما رو در ارائه هر چه بهتر مطالب یاری کنید ضمنا این وبلاگ آماده تبادل لینک با تمام 

سایت ها و وبلاگ های مذهبی می باشد با تشکر 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم مرداد 1391 توسط جوان |

 

براي ديدن سايتها و وبلاگهاي هر روستا روي نام آن روستا كليك نمائيد

شهرستان  كاشان

آرنجن     
آذران نشلج
 دارمند 
مسلم آباد
 باریکرسف  علوی
 سن سن پنداس
جوینان ورکان
كمال الملك(كلّه) ون
مرق وادقان

قهرود 

سهروفیروزان

جهق

کـــــامو
جـــوشقان
  

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 توسط جوان |

هموطنان عزیز خواهشمندیم با نظرات وپیش نهادات خود ما رادرارئه مطالب یاری کنید در

صورت رضایت شما مطالب بانام شما درمعرض دید قرار خواهد گرفت درصورتیکه می خواهید مطالب با نامتان درسایت باشد درانتهای مطلب عدد ۱۱۰  رابنویسید

بیننده محترم سلام

درسمت چپ صفحه با علامت گذاری نظر خودرا بیان فرمائیدمتشکریم

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1390 توسط جوان |
برای مشاهده وضعیت هوای روستای دارمند  اینجا را کیلیک کنید
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم آبان 1393 توسط جوان |

آبروي حسين به كهكشان مي ارزد ،

يك موي حسين بر دو جهان مي ارزد ،

گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست ،

 گفتا كه حسين بيش از آن مي ارزد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم آبان 1393 توسط جوان |

عالم همه قطره و درياست حسين ،

خوبان همه بنده و مولاست حسين ،

ترسم كه شفاعت كند از قاتل خويش ،

از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسين

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم آبان 1393 توسط جوان |

قيامت بي حسين غوغا ندارد"

شفاعت بي حسين معنا ندارد"

حسيني باش كه در محشر نگويند"

چرا پرونده ات امضاء ندارد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم آبان 1393 توسط جوان |
دستمال اشک
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم آبان 1393 توسط جوان |
خواست خدا وقوع حادثه عاشورا در ماه محرم نبوده تا از فلسفه آن سؤال شود، بلکه خواست خدا این بوده که این حادثه در ماه محرم واقع نشود، زیرا خداوند از وقوع جنگ و خونریزی در ماه‌های حرام از جمله محرم کلاً منع فرموده است.

به گزارش فارس، یکی از سؤالاتی که پیرامون عاشورا مطرح می‌شود، این است که محرم جزو ماه‌های حرام است، پس چرا امام حسین(ع) در این ماه جنگ کرد؟ اصلاً فلسفه اینکه خدا خواست تا واقعه عاشورا در این ماه باشد،  چیست؟

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم این گونه پاسخ می‌دهد:

پیش از اسلام در میان ماه‌های قمری چهار ماه(رجب، ذی‌القعده، ذی‌الحجه، محرم) حرام بوده که در آن بر طبق سنت حتی در جاهلیت جنگ و خونریزی حرام و پیکار در آن زشت شمرده می‌شد و هر قبیله‌ای هم که با هم جنگ داشتند، مانند: اوس و خزرج که 120 سال با هم نزاع و پیکار می‌کردند، در این چهار ماه متارکه می‌کردند.

اسلام که یک دین اجتماعی بود، هر ادب و سنت ملی که مخالف با عقل و شرع نبود، حفظ می‌کرد، در دوره اسلام ماه‌های حرام مورد احترام تمام قبایل بود، جز آنکه بنی‌امیه چون بر کرسی ریاست نشستند، نه تنها آداب و سنن دین اسلام را محو کردند، بلکه آداب و رسوم ملی عرب را هم زیر پا گذاشتند، لذا مورخین عرب آن‌ها را از نژاد عرب نمی‌شناسند.[1]

وقتی معاویه مرد و یزید بر اریکه قدرت تکیه داد، طی فرمانی به والی مدینه نوشت، حتماً از حسین ... بیعت بگیر و اگر از بیعت امتناع ورزید، گردنش را بزن و سرش را نزد من بفرست.[2]

امام(ع) در شب 27 رجب با بیم و امید مدینه را به قصد مکه پشت سرگذاشت و پس از پنج ماه توقف در مکه، در روز هشتم ذی‌الحجه که حجاج برای رفتن به عرفات آماده می‌شوند، به این جهت که خون پاکش در مراسم حج در حال احرام در ماه حرام و در حرم امن الهی، توسط 30 نفر مأموری که حکومت برای ترور آن حضرت آماده کرده بود، به زمین ریخته و حرمت حرم امن خدا و ماه حرام شکسته نشود، مکه را به قصد کوفه ترک گفت و سر دو راهی کوفه راه را بر او بستند و او را به سوی کربلا بردند.

امام با آنکه علم به شهادت خود داشت، می‌خواست امیر و لشکر کوفه را در توجه به این ادب ملی و دینی نگاه دارد، بلکه برای حفظ سنن قدیمی و تاریخی یعنی احترام ماه محرم جنگ نکنند، ولی پسر مرجانه ابن زیاد احترام این ماه را نگاه نداشت و دستور داد در روز دهم محرم خون پاکیزه‌ترین نفوس قدسی را بریزند.[3]

«عمر بن سعد» فرمانده سپاه یزید بن معاویه می‌خواست روز نهم محرم برخلاف نص صریح و اکید قرآن، مبادرت به جنگ کند و با حسین(ع) بجنگد، امام به منظور ممانعت از وقوع جنگ در ماه حرام، آیات مربوط به قدغن بودن در ماه‌های حرام از جمله ماه محرم را نوشت و به وسیله یکی از برادران خود، برای عمر بن سعد فرستاد که خداوند جنگ را در ماه‌های حرام قدغن کرده و اینک محرم‌الحرام است و شما که می‌خواهید با من در این موقع بجنگید، علاوه بر اینکه به روی یکی از مردان حق شمشیر می‌کشید، بر خلاف نص قرآن رفتار می‌کنید و من این حرف را از بیم کشته شدن نمی‌زنم، بلکه از این جهت یادآوری می‌کنم که عملی بر خلاف نص صریح قرآن به انجام نرسد.[4]

ولی عمر سعد کاری که کرد، جنگ را تا روز عاشورا تأخیر انداخت و در روز عاشورا به سپاه خود دستور داد: ای لشکر خدا سوار شوید و بهشت بر شما بشارت باد و آن گاه همراه تعدادی به طرف خیمه‌گاه ابی عبدالله الحسین(ع) جلو آمد و با پرتاب تیر حمله را آغاز کرد و به سپاه خود گفت: نزد امیر شاهد باشید، اول کسی که به حسین تیر زد من بودم.[5]

بنابراین، این ابن زیاد و عمر بن سعد بودند که امام حسین(ع) را در کربلا محاصره کرده و جنگ را آغاز کردند و تلاش امام در جهت ممانعت از وقوع جنگ در ماه حرام در قلب آن از خدا بی‌خبران مؤثر نیفتاد، فلذا امام به دستور قرآن که می‌فرماید: ماه حرام در برابر ماه حرام (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید) و تمام حرام‌ها (قابل) قصاص است، هر کسی به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی کنید و از خدا بپرهیزید...[6]، در صدد دفاع برآمده و از باب دفاع و مقابله به مثل با آنان جنگید، روی این حساب امام حسین (ع) در کربلا دفاع کرد نه جنگ.[7]

با توجه به توضیحی که در پاسخ بخش اول پرسش داده شد، زمینه و مجال بررسی بخش دوم نمی‌ماند، زیرا نه تنها خواست خدا وقوع حادثه عاشورا در ماه محرم نبوده تا از فلسفه آن سؤال شود، بلکه خواست خدا این بوده که این حادثه در ماه محرم واقع نشود، زیرا خداوند از وقوع جنگ و خونریزی در ماه‌های حرام از جمله محرم کلاً منع فرموده است، این بنی‌امیه و عمّال حکومت آنان بودند که این حادثه تلخ و دلخراش را در ماه حرام به وجود آوردند و وقوع این حادثه تلخ در ماه محرم بر خلاف دستور خدا نشانه دیگری بر نفاق بنی‌امیه است.
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

ابزار رایگان وبلاگ

طراحی سایت